۱۴۰۰ شهریور ۶, شنبه

نگاهی به تاثیر بهره بری از انرژی هسته ای بر زندگی مردم ایران و جهان

 


سخنران:سمانه بیرجندی

موضوع: بررسی نگاهی به تاثیر بهره بری از انرژی هسته ای بر زندگی مردم ایران و جهان

مکان: کمیته پژوهش

تاریخ :28 آگوست 2021

ماهنامه بشریت :237

https://bashariyat.org/?page_id=12674

صفحه :12

لینکهای انتشار

https://english.bashariyat.org/?p=9364

http://azadegy.de/08.2021/28.08.2021.Pajoohesh/3.samaneh.birjandi.mp3

https://www.youtube.com/watch?v=uDv_8HMLbxg

 انرژی هسته‌ای از عمده‌ترین مباحث علوم و تکنولوژی هسته‌ای است و هم اکنون نقش عمده‌ای را در تأمین انرژی کشورهای مختلف خصوصا کشورهای پیشرفته دارد. اهمیت انرژی و منابع مختلف تهیه آن، در حال حاضر جزء رویکردهای اصلی دولتها قرار دارد. به عبارت بهتر، از مسائل مهم هر کشور در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی بررسی، اصلاح و استفاده بهینه از منابع موجود انرژی در آن کشور است. امروزه بحرانهای سیاسی و اقتصادی و مسائلی نظیر محدودیت ذخایر فسیلی، نگرانیهای زیست محیطی، ازدیاد جمعیت، رشد اقتصادی، همگی مباحث جهان شمولی هستند که با گستردگی تمام فکر اندیشمندان را در یافتن راهکارهای مناسب در حل معظلات انرژی در جهان به خود مشغول داشته اند.در حال حاضر اغلب ممالک جهان به نقش و اهمیت منابع مختلف انرژی در تأمین نیازهای حال و آینده پی برده و سرمایه گذاریها و تحقیقات وسیعی را در جهت سیاستگذاری، استراتژی و برنامه‌های زیربنایی و اصولی انجام می‌دهند. هم اکنون تدوین استراتژی که مرکب از بررسی تمامی پارامترهای تأثیر گذار در انرژی و تعیین راهکارهای مناسب جهت تمیزتر و کاراتر نمودن انرژی و الگوی بهینه مصرف آن می‌باشد، در رأس برنامه‌های زیربنایی اکثر کشورهای جهان قرار دارد. در میان حاملهای مختلف انرژی، انرژی هسته‌ای جایگاه ویژه‌ای دارد. هم اکنون بیش از 430 نیروگاه هسته‌ای در جهان فعال می‌باشند و انرژی برخی کشورها مانند فرانسه عمدتا از برق هسته‌ای تأمین می‌شود. بر اساس مطالعات انجام گرفته، 43 سال دیگر نفت، 66 سال دیگر گاز طبیعی و 233 سال دیگر زغال سنگ تمام خواهد شد، اما هنوز می‌توان ذخایر تازه کشف کرد. اورانیوم مورد نیاز تا 60 سال دیگر وجود دارد. رآکتورهایی که از نوترونهای سریع استفاده می‌کنند (سوپر- فیکس در فرانسه) قادرند از یک واحد حجم اورانیوم، هفتاد بار بیشتر از رآکتورهای کنونی انرژی بگیرند. نفت 34 درصد، زغال سنگ 31 درصد، گاز 22 درصد، انرژی هسته‌ای 6 درصد، سایر انرژیها 7 درصد. در مورد تولید انرژی باید به این نکته توجه کنیم که این انرژی چه خدماتی را ارائه می‌کند و با کدام هزینه، که اکثرا مردم به دنبال خدمات بیشتر با دستیابی آسان و ایمنی بالا با هزینه کمتر هستند. در حال حاضر تولید برق گازی ارزانتر از دیگر سوختها می‌باشد و با سوخت زغال سنگ بیشترین هزینه را دارد. البته اگر موضوع عوارض آلودگی گاز کربنیک را فراموش نکنیم. در صورت وضع این مالیات، بهای تولید گازی برق افزایش می‌یابد. در این میان انرژی هسته‌ای، تقریبا از هرگونه بحران این چنینی به دور است. استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای موارد زیر از مهمترین استفاده‌های صلح آمیز از علوم و تکنولوژی هسته‌ای می‌باشند: استفاده از انرژی حاصل از فرآیند شکافت هسته اورانیوم یا پلوتونیوم در راکتورهای اتمی جهت تولید برق و یا شیرین کردن آب دریاها. استفاده از رادیوایزوتوپها در پزشکی، صنعت و کشاورزیاستفاده از پرتوهای ناشی از فرآیندهای هسته‌ای در پزشکی، صنعت و کشاورزی. مزایا و معایب انرژیهای فسیلی و هسته‌ای نیروی هسته‌ای با وجود خطرها و محدودیتها، به دلیل تولید نکردن گاز گلخانه‌ای، بر انرژیهای فسیلی برتری دارد. سوختهای فسیلی با تولید گازهای گلخانه‌ای در افزایش تعداد طوفانها و تغییرات آب و هوایی شدید خیلی موثر می‌باشد. گازهای گلخانه‌ای: امتیاز و برتری انرژی هسته‌ای در این است که حتی یک مولکول گاز کربنیک از راکتور هسته‌ای به هوا نمی‌رود. در عوض اورانیوم مورد نیاز این راکتور باید با کامیونهایی که سوخت فسیلی (نفت) می سوزانند، حمل و نقل گردد. همچنین مراحلی که برای کار با اورانیوم انجام می‌شود، به سوخت نفتی نیازمند است. در مجموع هر کیلو وات ساعت برق هسته‌ای حدود 25 گرم گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. هر کیلو وات ساعت برف زغال سنگ سوز، 650 تا 1250 گرم گاز کربینیک تولید می‌کند. همچنین برای تولید هر کیلو وات ساعت برق از نیروگاههای گاز سوز، 450 تا 650 گرم گاز کربنیک انتشار می‌یابد.زباله‌ها:یک نیروگاه هسته‌ای صد مگاواتی سالانه پانصد تن زباله با درجه رادیو اکتیو ضعیف، دویست تن زباله با درجه رادیواکتیو متوسط و 25 تن زباله با درجه رادیواکتیو شدید تولید می‌کند. در مقایسه، یک نیروگاه برق زغال سنگ سوز 350 هزار تن زباله سخت (زباله‌های معدنی، خاکستر و تفاله آهن) که صدها کیلو فلز سنگین نیز در میان آنها وجود دارد، تولید می‌کند. البته پیشرفتهای فنی باید اجازه دهد که از این میزان زباله کاسته شود. با وجود این سوخت فسیلی از نظر تولید زباله پر بار هستند. اما گاز، بجز گاز کربنیک، تقریبا زباله یا تولید جانبی خطرناکی ندارد. رادیو اکتیویته نامرئی است، اما حتی ضعیفترین درجه رادیو اکنیویته که ممکن است برای محیط زیست مضر باشد، قابل ردیابی است. در نتیجه نیروگاههای هسته‌ای را می‌توان به خوبی کنترل کرد و در واقع کشف خطر آنها راحتتر از نیروگاههای گرمایی کلاسیک است. بهداشت و سلامتی: انرژی هسته‌ای با مصارف غیر نظامی تا به حال کمتر از انرژیهای فسیلی قربانی گرفته است. یک نیروگاه هسته‌ای در شرایط فعالیت معمول و سالم مواد رادیواکتیو ساطع می‌کند. ولی میزان آسیب پذیری به مراتب کمتر از آزمایشهای رادیولوژیک و رادیواکتیویته طبیعی (رادون) است. سوختهای فسیلی نیز مقادیر زیادی از آلوده کننده‌های خطرناک را در هوا می‌پراکند که مضرات زیادی داشته و در اکثر موارد کشنده نیز می‌باشد. آسیبهای وارد شده به زمین طی مطالعات انجام گرفتته آسیبهای ناشی از سوختهای فسیلی با در نظر گرفتن آسیبهای مربوط به گازهای گلخانه‌ای تقریبا تا دو برابر آسیبهای انرژی هسته‌ای می‌باشد. کاربرد انرژی اتمی در بخش بهداشتی: بر طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی، میزان افراد سرطانی در کشورهای در حال توسعه تا سال 2015 هر ساله 10 میلیون نفر افزایش می‌یابد. این در حالی است که شیوه‌های زندگی در حال تغییر است. اکثر کشورهای در حال توسعه دارای متخصصین کافی در این زمینه یا دستگاههای رادیو تراپی نمی‌باشند تا بتوانند بطور موثر و ایمن با بیماران سرطانی خود تعامل کنند. در حدود 15 کشور آفریقایی و جند کشور آسیایی، حتی یک رادیو تراپی نیز وجود ندارد. آژانس بین المللی انرژی اتمی در این زمینه برای کمک به کشورها برنامه‌هایی را تدارک دیده است. همجنین از تکنیکهای هسته‌ای در داروهای هسته‌ای نیز استفاده می‌شود و در طول سال اخیر آزانس 5 دوره آزمایش فقط در آسیای غربی در این خصوص برگذار نموده است. سایر کاربردهای انرژی هسته‌ای: کاربردهای پزشکی: بطور کلی می‌توان موثر در ذیل را به عنوان مصادیق کاربرد تکنیکهای هسته‌ای در حوزه پزشکی نام برد. تهیه و تولید رادیو داروی ید-131، حهت تشخیص بیماریهای تروئید و درمان آنها. تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته‌ای. کنترل کیفی رادیو داروهای خوراکی و تزریقی برای تشخیص ودرمان بیماریها. کاربرد انرژی اتمی در بخش دامپزشکی و دامپروری. کاربرد تکنیکهای هسته‌ای در مدیریت منابع آب. کاربرد انرژی هسته‌ای در بخش صنایع غذایی و کشاورزی. کاربرد انرژی در صنایع. کاربرد تکنیک هسته‌ای در شناسایی مینهای ضد نفر. کاربرد انرژی اتمی در تولید الکتریسته. ذخایر و سرمایه گذاری جهانی انرژیبراساس گزارش وزارت صنایع فرانسه، هزینه یک نیروگاه هسته‌ای 1400 مگا واتی معادل 15.4 میلیارد فرانک، یک نیروگاه گاز. سوز با همین ظرفیت 4.3 میلیارد فرانک و یک نیروگاه زغال سنگ یوز با ظرفیت مشابه 9 میلیارد فرانک ارزش دارد. در مقابل، این امتیاز برای گاز ارمغانی به همراه ندارد. زیرا هزینه تولید هر کیلو وات ساعت برق تا 70 درصد به قیمت سوخت بستگی دارد. بحران در نیروگاه اتمی فوکوشیمای ژاپن تبدیل به سومین فاجعه تاریخی بزرگ در تاریخ استفاده از انرژی هسته ای شده است. سه رخداد زیر بزرگترین فجایع رخ داده در طول تاریخ نیروگاه های اتمی هستند. حادثه تری مایل آیلند در تاریخ 28 مارس سال 1979 میلادی در ایالت پنسیلوانیا آمریکا این حادثه به وقوع پیوست. آژانس بین المللی انرژی اتمی به این حادثه از نظر عمق فاجعه درجه 5 را داد که به معنی حادثه ای با عواقب گسترده است. شروع این فاجعه با نقص فنی در سیستم پمپ آب خنک همراه بود که نهایتا منجر به گرم شدن رآکتور شماره دو این نیروگاه شد. تلاش ها برای کاهش فشار وارد آمده روی رآکتور منجر به از بین رفتن خنک کننده های بیشتری شد و در عمل نتیجه معکوس داد. از کار افتادن خنک کننده های هسته رآکتور منجر به افزایش دما و نهایتا انفجار شیمیایی هیدروژن داخل در رآکتور نیروگاه شد.به دنبال این حادثه 55 درصد میله های سوختی ذوب شد اما مواد ذوب شده نتوانستند به مخزن فولادی رآکتور نفوذ کنند. مقامات اتمی آمریکا میزان تشعشعات رادیواکتیو ناشی از این حادثه را کم ارزیابی کردند. به دنبال این حادثه هیچ کس صدمه ای ندید اما اثر بزرگ این حادثه روی افکار عمومی بود. به دنبال این رخداد، استانداردهای امنیتی و سختگیرانه تری نسبت به فعالیت های اتمی ایجاد شد و همچنین ایالت متحده آمریکا از ساخت رآکتورهای بیشتر منصرف شد.حادثه چرنوبیل در 26 آوریل سال 1986 میلادی در شهر چرنوبیل اوکراین فاجعه چرنوبیل رقم خورد. آژانس بین المللی انرژی اتمی به این حادثه از نظر عمق فاجعه بیشترین درجه یعنی درجه 7 را به معنی فاجعه بزرگ داد. این حادثه در نیروگاه اتمی شوروی سابق به دنبال یک خطای انسای به وقوع پیوست. کارکنان این نیروگاه که در حال انجام دادن یک آزمایش فنی بودند، کلید سیستم های امنیتی رآکتور شماره چهار را خاموش کردند. این اقدام منجر به افزایش ناگهانی واکنش های زنجیره ای که صد برابر بیشتر از انرژی قدرت معمولی رآکتور بود، شد. در ساعت 23/1 بامداد انفجاری رخ داد که منجر به بین رفتن مخزن فولادی رآکتور و سرپوش بتنی آن و ایجاد آتش سوزی شد. این رآکتور دارای مخزن نگاه دارنده فرعی نبود و این بدان معناست که محتویات رآکتور وارد آسمان شد. به دنبال این فاجعه در اواسط ماه مه اواخر اردبیهشت ابرهایی از ید رادیو اکتیو دار، سزیم و دیگر عنصرهای شیمیایی آسمان های اوکراین، بلاروس، روسیه و اروپای غربی را در برگرفت. در عرض 10 روز، 12 میلیارد میلیارد بکرل ( واحد پرتوزایی ) از مواد رادیو اکتیو منتشر شد. این رقم معادل 30 هزار برابر تمام تشعشعات نیروگاه های اتمی در سراسر جهان در طول یک سال است. کشته شدگان تایید شده این حادثه از میان 600 نفری بودند که در مراحل اولیه این فاجعه سعی کردند بر آن غلبه کنند. از این 600 که به شدن در معرض امواج رادیو اکتیو قرار گرفتند 30 تن در ماه های آتی کشته و 17 نفر نیز در سال های بعدی جان خود را از دست دادند. برآوردها از عوارض طولانی مدت این فاجعه روی مردمی که در معرض مستقیم تشعشعات کمتر رادیو اکتیو قرار گرفتند و همچنین کسانی که به طور مستقیم از طریق مواد غذایی در معرض مواد پرتوزا بودند، به شدت مورد مناقشه است آژانس های سازمان ملل متحد در سال 2005 گزارشی منتشر کردند که در آن آمده بود میزان نهایی کشته شدگان این حادثه به 4 هزار نفر رسیده است. گروه های غیر دولتی نیز می گویند میزان نهایی کشته شدگان ناشی از فاجعه چرنوبیل ده ها یا حتی صدها هزار نفر خواهد بود. حادثه فوکوشیما در یازدهم مارس ( 20 اسفند ) سال 2011 میلادی فاجعه دیگری در شهر فوکوشیما در شمال شرقی ژاپن به وقوع پیوست. آژانس انرژی اتمی به این حادثه درجه 4 به معنی حادثه ای با عوارض محلی داد و اداره امنیت اتمی فرانسه نیز به آن درجه 6 به معنی حادثه ای جدی داد. علت اصلی این حادثه یک رویداد طبیعی بود. زلزله ای با شدت 9 ریشتر باعث وقوع یک سونامی شد. به دنبال این زلزله سه راکتور از شش رآکتور نیروگاه شماره یک فوکوشیما به طور خودکار فعالیتشان متوقف شد. فعالیت سه رآکتور دیگر پیشتر برای تعمیرات متوقف شده بود این زلزله باعث شد نیروی الکتریسیته خارجی این نیروگاه از کار بیفتد و به دنبال آن جریان خنک کننده ها در اطراف هسته رآکتور نیز متوقف شد. مولد های برقی فرعی و کمکی نیز با وقوع سونامی از کار افتادند. به دنبال قطع جریان برق رآکتورهای شماره 1، 2 و 3 بیش از اندازه گرم شدند که این امر منجر به ذوب جزئی میله های سوختی رآکتور شد. با افزایش هیدروژن، انفجارهایی در تاسیساتی که این سه رآکتور در آن قرار داشتند به وقوع پیوست. تشعشعات رادیواکتیو روز سه شنبه در خارج از نیروگاه برای اولین بار به اندازه ای رسید که می تواند سلامت انسان را به خطر بیاندازد اما دولت ژاپن اعلام کرد این میزان کاهش یافت. باقی اطلاعات در این زمینه همچنان ناقص است و در هاله ای از ابهام قرار دارد. معایب انرژی هسته ای در لیست مزایای انرژی هسته ای موردی را که انرژی هسته ای را به گزینه‌ای مناسب برای تامین آینده نیازهای برق تبدیل می‌کند عنوان کردیم. با این حال هنگام بررسی اینکه آیا این منبع انرژی بهترین شکل انرژی سازگار با محیط زیست برای آینده ما است، به معایبی از آن اشاره کردیم. در اینجا برخی از اصلی‌ترین معایب انرژی هسته ای آورده شده است. ساخت گران: علیرغم ارزان بودن نیروگاه‌های هسته ای در بهره برداری و اجرا، ساخت آن فوق العاده گران است و این هزینه همچنان افزایش می‌یابد. از سال 2002 تا 2008 هزینه برآورد شده برای ساخت نیروگاه هسته ای از 2 تا 4 میلیارد دلار به 9 میلیارد دلار رسیده است و نیروگاه‌ها اغلب در هنگام ساخت از هزینه‌های که تخمین زده‌اند پیشی می‌گیرند. علاوه بر هزینه ساخت نیروگاه، نیروگاه‌های هسته ای باید بودجه‌ای را برای محافظت از زباله‌های تولید شده و نگهداری آن‌ها در سازه های خنک شده با روش‌های امنیتی اختصاص دهند. همه این هزینه‌ها انرژی هسته ای را بسیار گران می‌کند. زباله‌های رادیواکتیو: اگرچه تولید انرژی هسته ای هیچ گونه تشعشعاتی ایجاد نمی‌کند اما زباله‌های رادیواکتیو تولید می‌کند که باید به صورت ایمن ذخیره شوند تا محیط را آلوده نکند. گرچه ممکن است این تشعشعات ترسناک به نظر برسد اما ما دائماً در معرض رادیواکتیویته مقدار کمی از پرتوهای کیهانی یا رادون در هوای تنفسی خود هستیم. در مقادیر کم تابش مضر نیست اما زباله‌های رادیواکتیو حاصل از تولید انرژی هسته ای بسیار خطرناک است. دفع زباله‌های رادیواکتیو یک چالش اساسی است که نیروگاه‌های هسته ای با آن روبرو هستند. از آنجا که راهی برای از بین بردن ضایعات هسته ای وجود ندارد راه حل فعلی این است که آن‌ها را به طور ایمن در ظروف مهر و موم کرده و در عمق زیر زمین نگهداری کنند، زیرا در این حالت نمی‌تواند محیط را آلوده کند. با پیشرفت فناوری امیدواریم که در آینده روش‌های بهتری برای ذخیره سازی زباله‌های رادیواکتیو پیدا کنیم.نیروگاه‌های هسته ای بیش از پسماندهایی که تولید می‌کنند بر محیط زیست تاثیر دارند. استخراج و غنی سازی اورانیوم فرآیندهای سازگار با محیط زیست نیستند. استخراج روزانه اورانیوم برای معدنچیان بی خطر است اما ذرات رادیواکتیو را از خود به جای می‌گذارد که باعث فرسایش می‌شود و حتی منابع آب مجاور را آلوده می‌کند. استخراج از زیرزمین نیز بدون خطر نیست و در هنگام استخراج و پردازش ضایعات رادیواکتیو معدن کاران را در معرض تابش زیاد قرار می‌دهد. تهدید امنیتی انرژی هسته ای می‌تواند برای کشورهایی که دارای نیروگاه‌های انرژی هسته ای هستند یک تهدید ملی و امنیتی محسوب شود. زیرا در این حالت تروریست‌ها ممکن است نیروگاه‌های هسته ای را به قصد ایجاد یک فاجعه هدف قرار دهند و اورانیوم مورد استفاده برای تولید نیرو در صورت قرار گرفتن در دستان نیروهای اشتباه می‌تواند به سلاح هسته ای تبدیل شود. به همین دلایل امنیت در اطراف مواد هسته ای و نیروگاه‌های هسته ای بسیار مهم است. تأمین سوخت محدود: ممکن است موارد مثبت و منفی مهمی در مورد انرژی هسته ای وجود داشته باشد اما یکی از مهمترین ملاحظاتی که باید بخاطر بسپاریم این است که انرژی هسته ای برای تولید انرژی به اورانیوم و توریم وابسته است. تا زمانی که نتوانیم راهی برای ایجاد همجوشی هسته ای یا ساخت راکتورهای تولیدکننده همجوشی هسته ای قبل از تمام شدن منابع خود پیدا کنیم قادر به ایجاد انرژی با نیروگاه‌های هسته ای که برای آینده ساخته‌ایم نیستیم. در نهایت باید گفت که انرژی هسته این فقط یک راه حل موقت با برچسب قیمت بسیار بالا است. آیا مردم کشور ایران تا به امروز چقدر از این انرژی هسته ای سود برده اند و چقدر ضرر کرده اند؟ آیا این همه کشمکش سیاسی در جریان هست مردم کجا این کشمکش ها قرار گرفته اند؟ آیا نفع این کار دولت های اروپایی برده است یا دولت جمهوری اسلامی ایران


۱۴۰۰ مرداد ۲۸, پنجشنبه

موضوع کنوانسیون حفظ و ترویج مظاهر فرهنگی و مقایسه آن با قانون اساسی ایران (بخش دوم)

 


سخنران:سمانه بیرجندی

موضوع: کنوانسیون حفظ و ترویج مظاهر فرهنگی و مقایسه آن با قانون اساسی ایران (بخش دوم)

مکان: کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان

تاریخ :19 آکوست 2021

ماهنامه بشریت :236

https://bashariyat.org/?page_id=27622

صفحه :43

لینکهای انتشار

https://deutsch.bashariyat.org/?p=5030

http://azadegy.de/08.2021/19.08.2021.Honar/3.samaneh.birjandi.mp3

https://bashariyat.org/?page_id=12674

Das Übereinkommen zur Erhaltung der Vielfalt kultureller Erscheinungsformen und ihr Vergleich mit der iranischen Verfassung Teil II.

ماده ۸. حمایت از بیان‌های فرهنگی.۱-یک دولت عضو می‌تواند شرایط خاصی را که موجب می شود بیان‌های فرهنگی کشورش در معرض نابودی یا تهدید جدی قرار بگیرد و یا به کمک فوری نیاز دارد مشخص کند، بدون آنکه این اقدام مغایر با مواد ۶ و ۵ کنوانسیون باشد. ۲-دولت‌های عضو برای پاسداری از بیان‌های فرهنگی در شرایط مورد اشاره در پاراگراف۱ می‌توانند اقدام‌های مناسب و منطبق با مفاد این کنوانسیون را اتخاذ کنند.۳-دولت‌های عضو باید گزارشی از اقدامات انجام شده را برای مقابله با شرایط پیش‌آمده به کمیته بین دولتی موضوع ماده ۲۳ کنوانسیون ارائه کنند، کمیته می‌تواند توصیه‌های مناسب را ارائه دهد.ماده ۹-تبادل اطلاعات و شفافیت دولت‌های عضو باید اقدامات زیر را انجام دهند:الف) ارائه گزارش سالانه به یونسکو حاوی اطلاعات لازم در مورد کارهایی که برای حفظ و ترویج بیان‌های فرهنگی در سطح ملی و بین‌المللی انجام شده است.ب) تعیین رابط برای تبادل اطلاعات مربوط به کنوانسیون.ج) تبادل اطلاعات در زمینه حفظ و گسترش تنوع بیان‌های فرهنگی..ماده ۱۰. آموزش و آگاهی عمومی اعضا باید امور زیر را انجام دهند:الف) تشویق و ترویج شناخت اهمیت حفظ و گسترش تنوع بیان‌های فرهنگی از طریق آموزش و برنامه‌های آگاه‌سازی عمومی.ب) همکاری با یکدیگر و با سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای تحقق مفاد این ماده.ج) تشویق خلاقیت و تقویت ظرفیت‌های تولید با اجرای برنامه‌های آموزشی و مبادلاتی. این برنامه‌ها باید به گونه‌ای اجرا شوند که تأثیر منفی بر اشکال سنتی تولید نداشته باشند.ماده ۱۱. مشارکت جامعه مدنیدولت‌های عضو بر نقش اساسی جامعه مدنی درحمایت و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی اذعان دارند، و باید جامعه مدنی را به مشارکت فعال در اقدامات مربوط به تحقق هدف‌ های این کنوانسیون تشویق کنند.ماده ۱۲. ترویج همکاری بین‌المللی دولت‌های عضو با توجه به شرایط مندرج درمواد ۸ و ۱۷ باید سعی کنند همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی خود را صرف ایجاد شرایطی کنند که به گسترش تنوع بیان‌های فرهنگی به ویژه درعرصه‌های زیر بینجامد:الف) تسهیل گفتگو میان دولت‌های عضودرزمینه سیاست‌های فرهنگی؛ب) تواناکردن ظرفیت‌های مدیریتی و راهبردی نهادهای فرهنگی عمومی در بخش دولتی از طریق مبادلات بین‌المللی فرهنگی و کارشناسی و در میان نهادن بهترین رویه‌ها؛ج) تقویت مشارکت با جامعه مدنی، سازمانهای غیردولتی و بخش خصوصی و همکاری بین آنها در زمینه ترویج و گسترش تنوع بیان‌های فرهنگی؛د) ترویج استفاده از فناوری‌های نوین، تشویق مشارکت در بهبود تبادل اطلاعات و تفاهم فرهنگی و تقویت گوناگونی بیان‌های فرهنگی؛هـ) تشویق به انعقاد موافقت‌نامه‌های مشترک تولید و توزیع.ماده ۱۳. تلفیق فرهنگ با توسعه پایداردولت‌های عضو به منظور ایجاد شرایط مناسب برای توسعه پایدار باید سعی کنند تا فرهنگ را در سیاست‌های توسعه خود در کلیه سطوح وارد کنند و از این طریق به توانمندسازی جنبه‌های مربوط به حفظ و حمایت از تنوع بیان‌های فرهنگی بپردازند.ماده ۱۴. همکاری برای توسعه دولت‌های عضو تلاش خواهند کرد با حمایت از همکاری در زمینه توسعه پایدار و فقرزدایی – به ویژه در ارتباط با نیازهای خاص کشورهای در حال توسعه- ظهور بخش فرهنگی پویا را از طرق زیر تقویت کنند:۱-بالابردن توان صنایع فرهنگی در کشورهای در حال توسعه از طریق:الف) ایجاد و توانمندکردن ظرفیت‌های تولید و توزیع فرهنگی در کشورهای در حال توسعه؛ب) تسهیل دسترسی گسترده‌تر فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی به بازار جهانی و شبکه بین‌المللی توزیع؛ج) ایجاد بازارهای محلی و منطقه‌ای کارآمد) اتخاذ شیوه‌های مناسب در کشورهای توسعه یافته برای تسهیل ورود (حضور) فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی کشورهای در حال توسعه به قلمرو آنها؛هـ) حمایت از کار خلاق و تسهیل رفت و آمد و جابه‌جایی هنرمندان کشورهای در حال توسعه تا حد امکان؛و) تشویق همکاری مناسب بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در زمینه‌های مختلف از جمله در زمینه موسیقی و فیلم؛۲-ظرفیت‌سازی از طریق تبادل اطلاعات، تجربه‌ها و تخصص‌ها، تربیت نیروهای انسانی کشورهای در حال توسعه در بخش‌های دولتی و خصوصی به ویژه ظرفیت‌های مدیریتی و راهبردی، تدوین و اجرای سیاست‌ها، ترویج و گسترش بیان‌های فرهنگی، توسعه مؤسسات کوچک، متوسط، استفاده از فناوری‌ها و همچنین توسعه و انتقال مهارت‌ها.۳-انتقال دانش و مهارت با به‌کارگیری شیوه‌های تشویقی مناسب، به‌خصوص در زمینه مؤسسات و صنایع فرهنگی. حمایت مالی از طریق:الف) تأسیس صندوق بین‌المللی تنوع فرهنگی به موجب ماده ۱۸.ب) پیش‌بینی کمک رسمی به توسعه در صورت لزوم از جمله کمک‌های فنی به منظور تشویق و حمایت خلاقیت.ج) دیگر اشکال کمک مالی، مانند اعطای وام با بهره پایین، کمک‌های بلاعوض و دیگر سازوکارهای مالی.ماده ۱۵.روش‌های همکاریدولت‌های عضو باید مشارکت میان بخش‌های عمومی، خصوصی و سازمان‌های غیرانتفاعی را به منظور همکاری با کشورهای در حال توسعه برای بهبود ظرفیت‌های آنها در حفظ و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی، تشویق کنند. این مشارکت ابتکاری باید برحسب نیازهای عملی کشورهای در حال توسعه، بر توسعه بیشتر زیربنای اقتصادی، منابع انسانی، سیاست‌ها و همین‌طور تبادل فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی تأکید کند.ماده ۱۶. اولویت برای کشورهای در حال توسعهکشورهای پیشرفته باید با اتخاذ چارچوب‌های حقوقی و اداری لازم و در نظر گرفتن مزایای ویژه برای هنرمندان، متخصصان و کارگزاران فرهنگی و کالاها و خدمات فرهنگی کشورهای در حال توسعه به سهولت مبادلات فرهنگی کمک کنند.ماده ۱۷. همکاری بین‌المللی برای احیای بیان‌های فرهنگی در معرض خطردولت‌های عضو طبق شرایط مندرج در ماده ۱۸ کنوانسیون باید به یکدیگر و به خصوص به کشورهای در حال توسعه یاری رسانند. با انقلاب نظامی دین‌سالار پا گرفت که خواهان اسلامی‌سازی تمام عرصه‌های زندگی و به ویژه ریشه‌کن کردن “فرهنگ غیردینی” بود. نظام برآمده از انقلاب تمام دستاوردهای فرهنگی جامعه در صد سال گذشته، از مشروطه به این سو را هدف گرفت.فرهنگ در خدمت صنعت دین در ایران امروز به راحتی می‌توان از صنعت دین یاد کرد. تمامی نهادها و مسئولان حکومتی می‌کوشند به هر چیزی رنگ دینی بزنند، تا به نام “امر به معروف” هر امر ناروایی را بر جامعه تحمیل کنند و به نام “نهی از منکر” از خواسته‌های برحق جامعه جلوگیری کنند.زمامداران نظام را “حکومت امام زمان” می‌خوانند و خود را نمایندگان خداوند بر زمین می‌دانند؛ در برابر نیازها و خواسته‌های واقعی مردم، آنها را به جستجوی بهروزی و نیکبختی در جهان باقی حواله می‌دهند. بدین سان تبلیغ عقاید خرافی و باورهای جاهلانه به نخستین رسالت حکومت اسلامی تبدیل شد و جای اصل مشروعیت و قانون‌مداری را گرفت.رژیم به تأسیس کتابخانه و آموزشگاه و بنیادهای فرهنگی، که آنها را پایگاه فرهنگ سکولار می‌داند،‌ تمایلی ندارد، اما در عوض هر روز در گوشه‌ای مسجد و تکیه و عبادتگاه و حسینیه تأسیس می‌کند و برای امامزاده‌های قلابی و ناشناس گنبد و بارگاه می‌سازد. بنیادهای هنری پیشرو و هنرمندان مستقل در بودجه عمومی سهمی ناچیز دارند و در عوض بودجه‌های هنگفت نصیب نهادهای دینی ریز و درشتی می‌شود که به ترویج جهل و خرافه مشغول هستند و ملایان و مداحانی که حقوق‌های کلان می‌گیرند تا دسته‌های عزاداری و نوحه‌خوانی راه بیندازند.سانسور آشکار و بی‌دریغ:رژیم اسلامی از بنیاد روشنفکران و کارشناسان و تحصیل‌کردگان را عوامل هجوم فرهنگی غرب می‌دانست و به آنها بدگمان بود. به ویژه نویسندگان و شاعران مستقل که از دیرباز به سنت انتقادی نیرومندی تکیه داشتند،‌ زیر فشاری بی‌سابقه قرار گرفتند. نظارت و سانسور با ابعادی گسترده به کار افتاد. خلاقیت ادبی و کار مستقل هنری در رسانه‌ها تقریبا غیرممکن شد.کمترین انحراف از مبانی اعتقادی نظام، خشم و نفرت کارگزاران فرهنگی را برمی‌انگیخت. سانسور حتی به میراث ادبی گذشته ایران رحم نمی‌کرد: برخی از رباعیات عمر خیام، طنزهای عبید زاکانی، شعرهای ایرج میرزا، نوشته‌های صادق هدایت، ذبیح بهروز، فروغ فرخزاد و بسیاری دیگر از ادیبان ایرانی ممنوع شناخته شد.کانون نویسندگان ایران” از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور بود که از سالیان دور برای آزادی نشر و بیان مبارزه کرده و در زمینه‌سازی انقلاب نقشی برجسته ایفا نموده بود. چند روزی پس از پیروزی انقلاب در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ جمعی از نویسندگان با رهبر انقلاب دیدار کردند. خمینی در پاسخ به نویسندگانی که ضمانت‌هایی برای آزادی خلق و بیان و نشر می‌خواستند، در انتقاد از وضعیت گذشته به آنها گفت: «قلم شما را شکسته بودند، اما حالا آزاد هستید» و از آنها خواست که “در راه حفظ اسلام و وحدت مسلمین” تلاش کنند.از این ماجرا چند ماهی بیش نگذشته بود، که او در ۲۶ مرداد ۱۳۵۸، خطاب به هواداران خود فریاد برداشت: «بشکنید این قلم‌ها را!» اوباش حزب‌اللهی به مراکز نهادهای فرهنگی و بنیادهای هنری حمله کردند و کتابفروشی‌های زیادی را به آتش کشیدند و سرانجام به دفتر”کانون نویسندگان” یورش بردند و به فعالیت مجاز و علنی آن خاتمه دادند. نویسندگان بیشماری ایران را ترک کردند و آنها که بیکاری و وحشت روزمره را به جان خریدند و در ایران ماندند، دستخوش هزاران گرفتاری و بلا شدند. نامدارترین شاعران و نویسندگان ایران از قبیل احمد محمود، هوشنگ گلشیری، محمود دولت‌آبادی،‌ غلامحسین ساعدی،‌ مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو ناچار شدند یا از خیر نشر کارهای خود بگذرند یا کارهای خود را در خارج منتشر کنند.رفتاری که رهبر انقلاب با سلمان رشدی انجام داد تنها موردی نمونه‌وار از عملکرد فرهنگی نظام است. خمینی با فتوایی عجیب در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ نویسنده بریتانیایی – هندی را مهدورالدم شناخت. این حکم خوشبختانه اجرا نشد، اگرچه تنی‌چند به جرم کمک به ترجمه یا نشر رمان “آیات شیطانی” جان خود را از دست دادند. اما اگر حکم خمینی خارج از ایران قابل اجرا نبود، گردن نویسنده ایرانی همواره زیر تیغ حکومت قرار داشت؛ اکبر سعیدی سیرجانی یکی از آنها بود. عوامل رژیم به ویژه به سکس و زندگی جنسی انسان حساسیتی شدید دارند. هر نقش، سخن یا واژه‌مربوط به زندگی سکسی باید نابود می‌شد. آنها با همین برداشت بیمارگون کتابخانه‌های عمومی و دانشگاهی را “پاکسازی” کردند، مثلا به خاطر تصویر زنی برهنه در آلبوم نقاشی‌های فرانسیسکو گویا یا نگاره و پیکره مردی برهنه در کتابی مربوط به هنر میکل آنژ، یا برگ مربوطه از کتاب کنده شد و یا به سادگی با خط خطی کردن آن نقش را ناپدید کردند.تخریب نظام آموزشی:آسیب‌های سیاست فرهنگی رژیم به ویژه در دستگاه آموزش و پرورش آشکار می‌شود که با حدود۱۲میلیون دانش ‌آموز بزرگترین نهاد فرهنگی کشور به شمارمی‌رود. جمهوری اسلامی،‌ مانند همه رژیم‌ های تامگرا یا تمامت‌ خواه، به نظام آموزشی و تربیت نسل آینده توجهی ویژه دارد. زمامداران وظیفه اصلی این نهاد را نه رشد ذهنی و پیشرفت معنوی دانش‌آموزان بلکه تربیت آنها با مبانی اعتقادی رژیم دانستند. هدف نظام آموزشی، پرورش شهروندانی خردمند و آزادمنش برای جامعه فردا نیست، بلکه تربیت کودکان با باورهای تعصب ‌آلودی ‌ست که از آنها بندگانی فرمانبردار برای نظام بسازد.در سال‌های پس از انقلاب کار تدوین و تألیف کتاب‌های درسی، به ویژه در رشته‌هایی مانند معلومات عمومی و ادبیات و تاریخ، به افراد سرسپرده واگذار شد تا آنها را با مطالب موهوم و خرافی بیانبارند. اما این ترفندها نتیجه دلخواه را به بار نیاورد: شاگردان به زودی دریافتند که برای نمره گرفتن در مدرسه باید کتاب درسی را یاد بگیرند، اما برای دستیابی به دانش راستین و فرهنگ واقعی باید به منابعی خارج از مدرسه مراجعه کنند؛ نه به کتاب‌های درسی اعتماد کنند و نه به کتاب‌خانه‌های مدارس که به جای آثار مفید و ارزشمند با کتاب‌های انباشته از دروغ و خرافه پر شده‌اند.تمام شواهد گواهی می‌دهند که تلاش رژیم در این عرصه با شکست سختی روبرو شده است. حاکمانی که آرزوی تصرف تمام عرصه‌های زندگی را داشتند، از میدان فرهنگ مدرن و بالنده یکسره طرد شده‌اند، و امروز باید با حسرت و اندوه شاهد باشند که شاعرانی “منحرف” مانند فروغ و سپهری و شاملو و اخوان محبوبترین چهره‌های فرهنگی درنزد جوانان ایرانی هستند.


۱۴۰۰ مرداد ۲۱, پنجشنبه

دموکراسی و مسئله ملتها (بخش دوم)

 سمانه بیرجندی

مقاله:دموکراسی و مسئله ملتها.(بخش دوم)

ماهنامه بشریت:شماره 236

صفحه : 65

https://bashariyat.org/?page_id=27622

رئيس جمهور كشور از ميان روساى جمهور جمهوريهاى محلى در يك انتخابات سراسرى ميتواند تعئين بشود و اعضاى هيئت دولت خود را مطابق شرايطى كه در قانون اساسى مى آيد, از ميان اعضاى دولتهاى محلى برگزيند. جزئيات اينگونه مسائل ميتواند در پارلمان مركزى كه محل شوراى پارلمانهاى محلى است مورد گفتگو و توافق قرار بگيرد و به عنوان راهكار تشگيل دولت براى مدت معين و محدودى تصويب شود. قوه قضائيه مركز به تخلفات احتمالى دولتهاى محلى از چهار چوب قانون اساسى رسيدگى و مطابق قوانين مصوب پارلمان مركزى در خصوص آنها حكم خواهد كرد. اين به باور نگارنده كلى ترين دورنمائى است كه از روابط سياسى و حقوقى ميان ملتهاى جزو, براى تشگيل ملت كل ميتوان در نظر داشت. طبيعى است كه اجراى اين طرح كلى در عمل در كشور ما با مشگلات عديده اى مواجه است. شرط اول ورود به مسئله حكومتهاى محلى دموكرات كه حكومت مركزى از آنها ناشى خواهد شد, اين است كه احزاب محلى كه در رقابتهاى سياسى شركت خواهند كرد خود آشنا به اصول دموكراسى و معتقد و پايبند به آن باشند. و اين احساس مسئوليت را داشته باشند كه حفظ نظام سياسى_ اجتماعى با محتواى دولتها و ملتهاى متعدد كه در اينجا با نام پلى نيشن از آن ياد ميكنم, را بر منافع حزبى سياسى و محلى خود اولويت بدهند وگرنه پلى نيشن ميتواند دستخوش آشوبها و كشمكشهاى جدى قرار بگيرد. طبيعى است كه عقب ماندگى امر توسعه در اغلب مناطق محلى و غالبيت نظام اقتصاد سنتى فضاى رشد مناسبى براى نيروهاى غير دموكراتيك فراهم ميكند. و كسانيكه در شرايط دموكراسى امكان ادامه حيات اقتصادى و سياسى به سياق سابق را ندارند لاجرم در كار تاسيس جمهوريهاى دموكراتيك در اين مناطق كار شكنى خواهند كرد و كوشش خواهند نمود به نوعى سيستم سياسى سنتى و پيشامدرن بر اين مناطق همچنان حكم براند و با اولويت دادن به مسئله فرهنگى در قبال مسئله دموكراسى, دموكراسى را به نوعى تعطيل و يا آنرا نقض نمايند. بمنظور گريز از چنين شرايطى قبل از تشگيل اين دولتهاى محلى, احزاب محلى مربوط به اين ملتها خود بايد دموكراتيزه بشوند و وجهه دموكراتيك در ميان ملت خود كسب كنند تا در رقابتهاى سياسى بتوانند بر رقباى غير دموكرايك خود برترى داشته باشند. نگرانى عمده اى كه وجود دارد اين است كه جريانات داراى پايگاه سنتى با تحريك احساسات قومى و نه ملى, و فرهنگى و نه سياسى_دموكراتيك ملتهايشان بتوانند امر تاسيس پلى نيشن را به طرف نظامهاى سياسى غير دموكراتيك سوق بدهند و باعث درگيريها و احتمالا جنگهاى داخلى تجزيه طلبانه بشوند. نهايتا باور من بر اين است كه همانطور كه نميتوان بدون جايگاه گسترده احزاب سياسى دموكرات,  يك جامعه كلى را دموكراتيزه كرد, بدون گستردگى پايگاه احزاب محلى دموكرات هم نميتوان دولتهاى محلى دموكرات را تشگيل داد. لذا من ضمن اينكه از تشگيل دولتهاى محلى با اختيارات محلى گسترده حمايت ميكنم و اينها را نه دست نشانده دولت مركزى, بلكه تشگيل دهنده دولت مركزى هم ميدانم, اما ابزار تحقق اين هدف را يعنى كسب پايگاه گسترده در ميان مردم را از طريق احزاب دموكرات مقدمه آن ميدانم.اما در شرايط ايران امروز چگونگى دستيافت به موقعيت پلى نيشن جز از طريق براندازى و سرنگونى نظام جمهورى اسلامى به دست نيروهاى دموكرات ممكن نيست. ولى چگونه؟ براى اينكار دو راه حل قابل تصور است. يكى از اين راهها عبارت از اين است كه احزاب دموكرات محلى از طريق هماهنگى ميان محل خود و ساير مناطق ملى همزمان مردم را به براندازى دستگاه دولتى فرا بخوانند و به اين ترتيب يك حركت براندازى سرتاسرى به رهبرى احزاب دموكرات در سرتاسر كشور شكل بگيرد كه نهايتا منجر به سقوط حاكميت ديكتاتورى_ استبدادى موجود بشود. و سپس هر منطقه ملى اقدام به تشگيل دولت محلى نموده و اداره منطقه را بر عهده داشته باشد. اين مقوله

۱۴۰۰ مرداد ۱۷, یکشنبه

گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق پیروان ادیان

 


سخنران:سمانه بیرجندی

موضوع: گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق پیروان ادیان درتیرماه ۱۴۰۰

مکان: کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان

تاریخ :8 آگوست 2021

ماهنامه بشریت :236

https://bashariyat.org/?page_id=27622

صفحه :21

لینکهای انتشار

https://deutsch.bashariyat.org/?p=5021

http://azadegy.de/08.2021/08.08.2021.Adyan/2.Samaneh.Birjandi.mp3

https://www.youtube.com/watch?v=y3Pr1MEEAIo&t=226s

https://bashariyat.org/?page_id=27622

روز پنجشنبه ۳ تیرماه، علیرغم سپری شدن ۱۰ روز از زمان بازداشت، درسا دهقانی و سینا کمالی سروستانی دو شهروند بهائی در شیراز، کماکان به صورت بلاتکلیف در مکانی نامعلوم به سر می برند. علیرغم پذیرش درخواست واخواهی و برگزاری جلسه دادگاه، حکم غیابی صادره علیه شهرزاد نظیفی، شهروند بهائی و از قهرمانان و مربیان موتورکراس زنان در ایران توسط شعبه صادر کننده عینا تائید شد. معین محمدی، شهروند بهائی اهل یزد، جهت تحمل دوران محکومیت خود، راهی زندان این شهر شد. درسا دهقانی، شهروند بهائی ساکن شیراز، روز پنجشنبه ۱۰ تیرماه، با تودیع قرار وثیقه آزاد شد. شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران محکومیت افسانه امامی، حمید ناصری و سعید ناصری سه عضو یک خانواده بهائی را عینا تایید کرد. امین ذوالفقاری، محبوبه میثاقیان، میترا بندی امیرآبادی و هیوا یزدان مهدی آبادی، شهروندان بهائی ساکن یزد، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب یزد هریک به ۳ سال و۴ ماه حبس محکوم شدند. حکم ده ماه حبس، حامد عاشوری، نوکیش مسیحی، را تایید کرد. ناصر نورد گل‌تپه، نوکیش مسیحی، که از اواخر دی ماه ۹۶ به دلیل فعالیت صلح آمیز عقیدتی، برای تحمل ده سال حبس، زندانی شده است، روز اول تیرماه ۱۴۰۰، اطلاع یافت که مقامات قضایی تقاضای آزادی مشروط وی را رد کرده اند.


۱۴۰۰ مرداد ۴, دوشنبه

سنگسار در قانون مجازات اسلامی

  


سمانه بیرجندی

مقاله با موضوع: سنگسار (بخش دوم)

 نشریه آزادگی: شماره 296

صفحه:24

https://www.azadegy.de/?page_id=26273

در قانون مجازات اسلامی ایران و مبانی حقوقی و فقهی آن در اسلام فضا و جو امنیتی تصویب ق-م-ا ۹۲ و ماده واحده دائمی شدن آن مصوب سال ۹۷: قانون م-ا در جو و فضای امنیتی و مردم هراسی بررسی و تنظیم شد، جوی که از اعتراضات و شورش‌های مردمی و دانشجویی سال ۷۸ و ۸۸ بر علیه رژیم سرچشمه می‌گرفت که رژیم با آنان برخورد سرکوبگرانه کرد و آنان را “مشتی خس و خاشاک” و اغتشاشگر نامید. در این بین تعدادی از نیروهای انتظامی را از دست داده بود که به موجب قانون م-ا سال ۷۰ ماده ۶۲۶ و ماده ۶۲۸ چنانچه مردم در دفاع از نفس عملی انجام داده‌اند و ادله مثبته باشد مردم محاکمه و قصاص نمی‌شوند و این موارد مردم را فعالتر و مطمئن‌تر به میدان اعتراضات و شورش‌ها می‌کشاند و اینجا رژیم علیرغم سیطره مستبدانه خود در سرکوب بی‌محابای مردم اما می‌دید که بعضی از قوانین دست و پا گیر وی است؛ لذا در همان قانون م-ا ۹۲ که مسئله سنگسار را کم رنگ طی یک یا چند ماده مختصر نمود اما در ماده ۸۲۸ همان قانون، آن را ناسخ قانون قبلی م-ا سال ۷۰ به استثنای مواد ۶۲۵تا ۶۲۹ و مواد ۷۲۶ تا ۷۲۸ کرد و در ضمن آن مواد منسوخه همین مادتین کشتن نیروی انتظامی برای دفاع از نفس (۶۲۸و۶۲۸ ق-م-ا-سال۷۰) موجود است که رژیم با اطمینان بیشتر با جرائم سیاسی برخورد کند. در همین جو قانون و ماده مربوط به رجم و سنگسار مختصر و به توریه تصویب کرد.اما تمامی تفاصیل مربوط به رجم را در قانون م-ا به استثنا مواد امنیتی به ضرر نیروی انتظامی خود یعنی کشتن هنگام دفاع از نفس به وسیله مردم را تصویب نمود و به قوت خود باقی نهاد. و مادتین منسوخ از ق-م-ا سال ۷۰ ضمن ۷ ماده مارالذکر به شرح ذیل است:ماده ۶۲۶ منسوخه ق-م-ا ۷۰ می‌گوید: دفاع از نفس و مال و… ولو اینکه از مامورین دولتی صادر گردد جایز خواهد بود.ماده۶۲۶: هرگاه… بر حسب ادله و قرائن که عملیات آنها (نیروی انتظامی و دیگر ضابطین دادگستری) موجب قتل یا جرح و تعرض به عرض و مال گردد در این صورت دفاع در مقابل آنها نیز جایز است.چرا که در همین قانون ناسخ و اخیر یعنی ق-م-ا سال ۹۲ نیز مفهوم مهدورالدم بودن (که مربوط به قتل های خودسرانه) منصوص ماده ۳۱۳ ق-م-ا …. کماکان مشخص ننموده است و مجازات آن را به ۳ تا ۵ سال حبس تعزیری می داند. قتل های خودسرانه ای که به وسیله ایادی خود در مقابل اعتراضات و وضعیت های خاص امنیتی آتش به اختیار به دستور رژیم انجام می‌دهند.لذا می‌بینیم که سراسیمه در سال ۱۳۹۷ با سابقه امنیتی و جو و فضای مردم هراسی که از قیام و شورش دی ماه ۱۳۹۶ به وجود آمده و حاکم شد قانون مستبدانه و غیر عادلانه مزبور را طی ماده واحده دائمی شدن قانون مجازات اسلامی ایران مصوب ۹۲ از تصویب مجلس گذرانده‌اند و دیگر رژیم ق-م-ا به اسم آزمایشی و موقت ندارد. برای بهتر نشان دادن جو امنیتی و فضای مردم هراسی رژیم هنگام تنظیم و تصویب ق-م-ا ۹۲ به بررسی موردی ۱۸۶۹ گزارش سال ۹۲ ( به نقل از کمپین فعالین بلژیک) تعداد ۱۳۶۱۶۴۴ مورد نقض حقوق بشر در

۱۴۰۰ مرداد ۳, یکشنبه

بررسی کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض نژادی ومقایسه آن با قانون اساسی جهموری اسلامی

 


سخنران:سمانه بیرجندی

موضوع: بررسی کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض نژادی ومقایسه آن با قانون اساسی جهموری اسلامی 

مکان: نمایندگی منطقه جنوب آلمان

تاریخ : 25 جولای 2021

ماهنامه بشریت : 236

 https://bashariyat.org/?page_id=27622

صفحه : 39

لینکهای انتشار

https://deutsch.bashariyat.org/?p=5559

http://azadegy.de/07.2021/25.07.2021.Jonub/3.Samane.Birjandi.mp3

https://youtu.be/tXzR0v5juQs

Analyse der Klimakonvention und es mit der Verfassung der Islamischen Republik Iran vergleichen

ماده ۱۵ 1. تا نیل به هدف‌های اعلامیه اعطای استقلال به کشورها و ملل تحت استعمار مندرج در قطعنامه ۱۵۱۴ (دوره ۱۵) مجمع عمومی مورخ ۱۴ دسامبر ۱۹۶۰ مقررات قرارداد حاضر به هیچ وجه در برخورداری ملل مذکور از حق دادخواهی و شکایت که به موجب سایر اسناد بین‌المللی یا از طرف سازمان ملل متحد و سازمان‌های تخصصی به آنان اعطا گردیده است محدودیتی ایجاد نخواهد کرد. الف -کمیته متشکل طبق بند ۱ ماده ۸ قرارداد حاضر رونوشت شکایات واصل از ارگان‌های سازمان ملل متحد را که مشغول به مسایلی می‌باشد که با اصول و هدف‌های قرارداد ارتباط مستقیم دارد دریافت خواهد داشت و درباره شکایات رسیده از سکنه اراضی تحت قیمومت و یا غیر خودمختار و یا به طور کلی از سایر سرزمین‌های مشمول قطعنامه شماره ۱۵۱۴ (دوره پانزدهم) مجمع عمومی که با مسایل منظور در قرارداد حاضر ارتباط دارد و ارگان‌های مذکور راجع به آن اقدام و رسیدگی می‌نمایند اظهار عقیده کرده و راجع به موضوع آن شکایات توصیه‌هایی به عمل خواهد آورد. ب -کمیته رونوشت گزارش‌های ارگان‌های صالحه سازمان ملل متحد را در زمینه اقدامات قانون‌گذاری و قضایی و اداری یا هر اقدام دیگری که مستقیما به اصول و هدف‌های این قرارداد مربوط می‌شود و توسط قوای اجرایی سرزمین‌های مذکوره در جزء (الف) این بند معمول گردیده است دریافت خواهد داشت و عقاید و پیشنهادهای خود را به اطلاع ارگان‌های مزبور خواهد رسانید. 3- گزارش کمیته به مجمع عمومی حاوی خلاصه عرایض و گزارش‌های رسیده از ارگان‌های ملل متحد بوده و همچنین عقاید و توصیه‌های کمیته در خصوص عرایض و گزارش‌های مذکور خواهد بود. 4. کمیته از دبیرکل سازمان ملل تقاضا می‌کند که کلیه اطلاعات مربوطه به هدف‌های این قرارداد و همچنین هرگونه اطلاعاتی که راجع به سرزمین‌های مذکوره در بند ۲ (الف) این ماده در اختیار دارد به کمیته ارسال دارد. ماده ۱۶: مقررات قرارداد حاضر در مورد تدابیری که بایستی برای حل اختلافات و رسیدگی به شکایات اتخاذ شود بدون خلل به سایر طرق حل اختلاف و رسیدگی به شکایات راجع به موضوع تبعیضات که در اسناد اساسی سازمان ملل و یا اسناد مربوط به تاسیس موسسات تخصصی آن و یا در قراردادهای مصوبه سازمان ملل متحد در نظر گرفته شد، اجرا می‌شود و مقررات مذکور مانع از آن نخواهد بود که دول عاقد به سایر طرق حل اختلاف طبق موافقت‌نامه‌های بین‌المللی عمومی و یا خصوصی که بین آنان منعقد و مجری است توسل جویند. ماده ۱۷.1 – قرارداد حاضر برای امضای هر دولتی که عضو سازمان ملل متحد یا یکی از موسسات تخصصی آن بوده یا هر دولتی که اساسنامه دادگاه بین‌المللی دادگستری را امضاء کرده باشد و همچنین هر دولتی که از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای عضویت در قرارداد حاضر دعوت شود. مفتوح خواهد بود.2. قرارداد حاضر به تصویب خواهد رسید و اسناد تصویب آن به دبیرکل سازمان ملل متحد تسلیم خواهد شد. ماده ۱۸. 1- قرارداد حاضر برای الحاق هریک از دول مذکور در بند ۱ ماده ۱۷ مفتوح خواهد بود. 2. الحاق با تسلیم سند الحاق به دبیرکل ملل متحد انجام می‌گیرد. ماده ۱۹.1- قرارداد حاضر سی روز پس از تاریخ بیست و هفتمین سند تصویب و یا الحاق به دبیرکل سازمان ملل متحد لازم‌الاجراء خواهد شد. 2. قرارداد حاضر برای دولی که آن را تصویب کنند و یا پس از تسلیم بیست و هفتمین سند تصویب یا الحاق بدان ملحق شوند سی روز پس از تاریخی که سند تصویب یا سند الحاق خود را به دبیرکل ملل متحد تسلیم نمایند لازم‌الاجرا خواهد بود. ماده ۲۰. 1-دبیرکل سازمان ملل متحد متن قیود و شروطی را که احتمالا دول در موقع تصویب این قرارداد یا الحاق به آن قایل شوند دریافت داشته و به کلیه دول عاقد یا دولی که ممکن است به قرارداد ملحق شوند کتبا اطلاع خواهد داد. هر دولتی که به شرایط مذکور معترض باشد ظرف نود روز پس از تاریخ اطلاعیه مذکور به دبیرکل اطلاع خواهد داد شرط مورد بحث را نمی‌پذیرد.2. به قید و شروطی که با موضوع و هدف قرارداد حاضر غیرقابل جمع است و همچنین شروطی که اثر آن فلج ساختن فعالیت یکی از ارگان‌های مخلوق قرارداد حاضر باشد مجاز نخواهد بود و شروطی دارای وصف فوق تلقی می‌گردد که مورد اعتراض حداقل دو سوم دول عاقد قرارداد واقع شود.3. قیود و شروط قایله را می‌توان هر موقع به اطلاع کتبی به دبیرکل مسترد داشت اطلاعیه مذکور از تاریخ وصول نافذ و معتبر خواهد بود. ماده ۲۱: هریک از دول عاقد می‌تواند این قرارداد را با اطلاع کتبی به دبیرکل ملل متحد فسخ کند. فسخ قرارداد یک سال پس از تاریخ وصول اعلامیه مذکور به دبیرکل نافذ خواهد بود. ماده ۲۲: اختلافات بین دو یا چند دولت عاقد راجع به تفسیر و یا اجرای قرارداد حاضر که از طریق مذاکره یا از طریق دیگر مصرح در این قرارداد حل و فصل نشود بنا به درخواست هریک از طرفین اختلاف به دادگاه بین‌المللی دادگستری ارجاع خواهد شد تا راجع به آن رای دهد مشروط بر اینکه طرفین اختلاف در مورد راه حل دیگری توافق نکرده باشند. ماده ۲۳. 1-هریک از دول عاقد می‌تواند هر موقع کتبا از دبیرکل ملل متحد تقاضای تجدیدنظر در قرارداد حاضر را بنماید.2. مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره اقداماتی که باید عنداللزوم در مورد چنین تقاضایی اتخاذ گردد، تصمیم خواهد گرفت. ماده ۲۴: دبیرکل سازمان ملل متحد جزییات ذیل را به اطلاع کلیه دول مذکوره در بند ۱ ماده ۱۷ قرارداد حاضر خواهد رسانید: الف- امضا و تصویب و یا الحاق به قرارداد طبق مواد ۱۷ و ۱۸ ب -تاریخ اجرای قرارداد حاضر طبق ماده ۱۹. ج- اطلاعیه‌ها و اعلامیه‌ها و مکاتبات واصله طبق مواد ۱۴ و ۲۰ و ۲۳. د -موارد فسخ طبق ماده ۲۱. ماده 1.۲۵. قرارداد حاضر که متون انگلیسی و چینی و اسپانیایی و فرانسه و روسی آن دارای اعتبار یکسان می‌باشد در بایگانی سازمان ملل متحد ضبط خواهد شد.2. دبیرکل ملل متحد نسخه‌های مصدق این قرارداد را برای کلیه دولی که به یکی از طبقات مذکوره در بند ۱ ماده ۱۷ تعلق داشته باشد ارسال خواهد داشت. قرارداد فوق مشتمل بر یک مقدمه و بیست و پنج ماده منضم به قانون مربوط به قرارداد بین‌المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی است. اغلب مردم جهان بر این باورند که نژاد پرستی خطرناک ترین آفت عصر حاضر و یکی از عوامل عقب ماندگی در کشورهای گرفتار تبعیض نژادی یا دینی – مذهبی به شمار می رود. از نظر جامعه شناسان و کارشناسان علوم اجتماعی این آفت به عنوان نخستین مانع برای توسعه در همه کشورهای جهان تلقی می شود اما در عین حال تشخیص دقیق میزان آن بسیار دشوار به نظر می رسد، چرا که نژاد پرستی در موارد بسیاری به شکل غیر علنی انجام می شود. زیرا برخی در نظر سنجی ها هم به نژاد پرست بودن خود اقرار نمی کنند. افرادی هستند که اصلا نمی دانند که نژاد پرست هستند. در باره ایران که یکی از کشورهای مهم در خاورمیانه است خیلی‌ها این سوال را مطرح می کنند که چرا ایران از قاتلی جنایتکار همچون بشار اسد علنا دفاع می کند مگر نه اینکه ایران با حزب بعث عراق در جنگ و ستیز بود؟ یا چرا در عراق به هرج و مرج و کشتار قشر بزرگی از عراقی ها دست زده است؟ یا اینکه دخالت ایران در یمن و کشورهای عربی خلیج از کجا ریشه می گیرد؟ چه بسا پاسخ همه سوال ها را می توان در مسئله نگاه نژادپرستانه و سیاست تبعض مذهبی دولت ایران یافت. نسبت دادن تبعیض نژادی یا تبعیض مذهبی در عملکرد سیاسی ایران تنها یک ادعا خالی از حقیقت یا یک ترفند تبلیغاتی نیست بلکه تحقیقات و نظر سنجی های معتبر طی گزارش هایی پرده از این واقعیت تلخ برداشتتند. درجلسات قبل ما به مقایسه این کنوانسیون با قانون اساسی از لحظ قومیت در ایران پرداختیم و به تنیض هایی مثل مذهب، زبان مادری، محرومیتها آموزش و پرورش تحصیل در دانشگاه شغلهای اداری ویا پستهای دولتی کاندیدای ریاست جمهوری و همچنسن اشاره ای به تبعیض جنسیتی داشتیم. در انتها به طور غیر مستقیم اشاره خواهیم داشت به تبعیضات در مورد معلولین در ایران. افراد دارای معلولیت نه تنها با تبعیض و بدرفتاری در ایران مواجه هستند، بلکه محیط اطراف آنها نیز دسترس پذیر نیست. افراد دارای معلولیت در ایران بطور مداوم با رفتار کلیشه‌ای، برچسب‌زنی و تبعیض از سوی مددکاران دولتی و کادر بهداشت و درمان و نیز سایر افراد جامعه مواجه می‌شوند. بسیاری از آنها به نوعی در خانه‌های خود زندانی هستند چرا که زندگی مستقل و یکسان با دیگران برای آنها امکان پذیر نیست. مقامات ایرانی باید قوانین و سیاست‌های تبعیض آمیز موجود را در اسرع وقت اصلاح و برای دسترس پذیری خدمات عمومی برنامهٔ مشخصی تدوین کنند.


۱۴۰۰ تیر ۲۴, پنجشنبه

کنوانسیون حفظ و ترویج مظاهر فرهنگی و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 

سخنران:سمانه بیرجندی

موضوع: کنوانسیون حفظ و ترویج مظاهر فرهنگی  و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مکان: کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان

تاریخ :15 جولای 2021

ماهنامه بشریت :235

https://bashariyat.org/?page_id=27362

صفحه :33

لینکهای انتشار

https://english.bashariyat.org/?p=9161

https://bashariyat.org/?p=27306

http://azadegy.de/07.2021/15.07.2021.Honar/3.samaneh.birgandi.mp3


Das Übereinkommen zur Erhaltung der Vielfalt kultureller Erscheinungsformen und ihr Vergleich mit der iranischen Verfassung 

این کنوانسیون درکنفرانس عمومی سازمان آموزشی، علمی، فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در سی‌وسومین اجلاس خود در 20- اکتبر ۲۰۰۵ ادر پاریس تصویب شد که مشتمل بر 21 مقدمه و 34 ماده میباشد.1 با تأکید بر اینکه تنوع فرهنگی ویژگی متمایز جامعه بشری است؛ 2. با آگاهی از اینکه تنوع فرهنگی میراث مشترک انسان‌هاست و برای حفظ منافع عمومی باید به آن احترام گذاشت؛.3 با آگاهی از اینکه تنوع فرهنگی با ایجاد دنیایی غنی و متنوع دامنه گزینش‌ها را گسترش می‌دهد و ظرفیت‌های انسانی و ارزش‌ها را تقویت می‌کند و به همین دلیل سرچشمه توسعه پایدار اجتماعات مردمان و ملت‌هاست؛..4 با یادآوری اینکه تنوع فرهنگی که در بستر دموکراسی، تحمل آرا، عدالت اجتماعی و احترام متقابل بین مردمان و فرهنگ‌ها شکوفا می‌شود، برای صلح و امنیت در سطح محلی، ملی و بین‌المللی ضروری است؛5. با پذیرش اهمیت تنوع فرهنگی در تحقق کامل مواد اعلامیه حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مندرج در آن و دیگر اسناد شناخته شده جهانی؛6. با تأکید بر ضرورت گنجاندن فرهنگ در سیاست‌های ملی و بین‌المللی توسعه و همکاری‌های بین‌المللی توسعه به عنوان یک عنصر راهبردی و بر اساس اعلامیه هزاره سازمان ملل متحد (۲۰۰۰) و تأکید ویژه آن بر فقرزدایی؛7. با در نظر گرفتن گونه‌های متنوع فرهنگ طی زمان‌ها و مکان‌ها و اینکه تنوع، ریشه در اصالت و فراوانی هویت‌ها و بیان‌های فرهنگی ملت‌ها و جوامع تشکیل‌دهنده جامعه بشری دارد؛8. با تصدیق اهمیت دانش سنتی، به ویژه نظام دانشی بومیان – به عنوان منبع سرمایه معنوی و مادی- و سهم مثبت آن در توسعه پایدار و همچنین نیاز به حفظ و ترویج مناسب؛9. با پذیرش نیاز به اتخاذ اقداماتی برای حفظ تنوع بیان‌های فرهنگی و محتوای آنها به‌خصوص در شرایطی که این بیان‌ها در معرض نابودی و یا آسیب جدی قرار می‌گیرد؛10. با تأکید بر اهمیت فرهنگ در انسجام اجتماعی به‌طور کلی، و توانایی ویژه آن در بهبود جایگاه و نقش زنان در جامعه؛11. با آگاهی از اینکه تنوع فرهنگی با جریان افکار تقویت می‌شود و با تعامل و تبادل دائمی بین فرهنگ‌ها گسترش می‌یابد؛12. با تأکید دوباره بر اینکه آزادی اندیشه، بیان و اطلاعات و همچنین تنوع رسانه‌ها باعث شکوفایی بیان‌های فرهنگی در جوامع می‌شود؛13. با تصدیق اهمیت تنوع بیان‌های فرهنگی، از جمله بیان‌های فرهنگی سنتی که به افراد و ملت‌ها اجازه می‌دهد تا به تبادل افکار و ارزش‌های خود با دیگران بپردازند؛14. با یادآوری اینکه تنوع زبانی عنصر اساسی تنوع فرهنگی است و با تأکید دوباره نقش اساسی آموزش در حفظ و ترویج بیان‌های فرهنگی؛15. با توجه به اهمیت حیاتی فرهنگ‌ها، از جمله فرهنگ اقلیت‌ها و بومیان که در آزادی برای خلق، اشاعه و توزیع بیان‌های فرهنگی سنتی و دسترسی به آنها تجلی می‌یابد به‌گونه‌ای که آنان بتوانند در تحقق توسعه خود از آن بهره‌برداری کنند؛16. با تأکید بر نقش تعامل و خلاقیت فرهنگی در تقویت و احیای تنوع بیان‌های فرهنگی و تحکیم نقش کارگزاران توسعه فرهنگی در جهت منافع کل جامعه؛17. با تصدیق اهمیت حقوق مالکیت فکری در حمایت از کسانی که در خلاقیت فرهنگی نقش دارند؛18. با اعتقاد به اینکه فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی چون دربردارنده هویت‌ها، ارزش‌ها و معانی‌اند ماهیت اقتصادی و فرهنگی نیز دارند، و نباید فقط محصولاتی تجاری تلقی شوند؛19. با اشاره به اینکه روندهای جهانی‌سازی که زاییده توسعه سریع فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات است، شرایط بی‌سابقه‌ای را برای تقویت تعامل بین فرهنگی فراهم ساخته و در عین حال در زمینه تنوع فرهنگی چالشی پدید آورده است، به‌خصوص با در نظر گرفتن خطرات ناشی از عدم تعادل میان کشورهای غنی و فقیر؛20. با آگاهی از رسالت ویژه یونسکو برای تضمین احترام به تنوع فرهنگ‌ها و توصیه به انعقاد موافقت‌نامه‌های بین‌الملی لازم برای ترویج جریان افکار به‌وسیله کلام و تصویر؛21. با رجوع به مفاد اسناد بین‌المللی مربوط به تنوع فرهنگی و رعایت حقوق فرهنگی مصوب یونسکو به ویژه اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی، سال ۲۰۰۱؛ این کنوانسیون را در تاریخ ۲۰ اکتبر ۲۰۰۵ تصویب می‌کند. یک) اهداف و اصول اساسیماده ۱. اهداف: اهداف کنوانسیون عبارت است از: الف- حفظ و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی. ب- ایجاد شرایطی برای شکوفایی و تعامل آزاد فرهنگ‌ها به شیوه‌ای که منافع متقابل را تضمین کند. ج- تشویق گفتگو میان فرهنگ‌ها به منظور تضمین مبادلات گسترده و متوازن فرهنگی در جهان برای احترام به فرهنگ‌ها و فرهنگ صلح. د- تقویت و توسعه مناسبات بین فرهنگ‌ها برای برقراری پیوند میان ملت‌ها. هـ – ترویج احترام به تنوع بیان‌های فرهنگی و افزایش آگاهی از ارزش آنها در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی. و- تأکید دوباره بر اهمیت ارتباط میان فرهنگ و توسعه برای همه کشورها، به‌خصوص برای کشورهای در حال توسعه و حمایت از اقدامات ملی و بین‌المللی که برای تضمین شناخت ارزش واقعی این ارتباط صورت می‌گیرد.. ز- به رسمت شناختن ماهیت متمایز فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی به عنوان ابزار هویت، ارزش‌ها و معانی. ح- تأیید دوباره حق حاکمیت دولت‌ها، در حفظ، تصویب و اجرای سیاست‌ها و اقداماتی که برای حفاظت و ترویج بیان‌های فرهنگی متنوع در قلمروهای خود مناسب می‌دانند. ط- تقویت همکاری و همبستگی بین‌المللی بر مبنای تشریک مساعی،.1 برای حفظ و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی، به ویژه برای تقویت ظرفیت‌های کشورهای در حال توسعه. ماده ۲. اصول اساسی:. اصل احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسیحفظ و ترویج تنوع فرهنگی فقط در پرتو تضمین حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مانند آزادی بیان، اطلاعات و ارتباطات، همچنین آزادی افراد برای انتخاب بیان‌های فرهنگی، امکان‌پذیر است. هیچ‌کس نباید از مقررات این کنوانسیون برای تضییع یا محدود کردن حقوق بشر و آزادی‌های اساسی انسان مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر یا تضمین شده در حقوق بین‌المللی استفاده کند.2. اصل حاکمیت: دولت‌ها طبق منشور سازمان ملل متحد و اصول حقوق بین‌الملل حق دارند اقدام‌ها و سیاست‌هایی برای حفاظت و ترویج تنوع بیان فرهنگی در قلمرو خویش اتخاذ کنند..3 اصل تساوی منزلت و احترام همه فرهنگ‌ها: برای حفظ و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی، پذیرش شأن و احترام برابر برای همه فرهنگ‌ها، از جمله فرهنگ اقلیت‌ها و بومیان ضروری است.4. اصل همبستگی و همکاری بین‌المللی: هدف همکاری و همبستگی بین‌المللی باید توانمندسازی کشورها – به‌خصوص کشورهای درحال توسعه – در خلق و تقویت ابزاربیان فرهنگی – ازجمله صنایع فرهنگی نوپا و تثبیت ‌شده- در سطوح محلی، ملی و بین‌المللی باشد.5. اصل مکمل‌بودن جنبه‌های اقتصادی و فرهنگی توسعه: فرهنگ یکی از سرچشمه‌های اصلی توسعه است، بنابراین جنبه‌های فرهنگی و اقتصادی آن اهمیت یکسان دارد. مشارکت در آن و بهره‌مندی از آن حق مسلم همه افراد و ملت‌هاست.6. اصل توسعه پایدارتنوع فرهنگی سرمایه‌ای غنی برای افراد و جوامع است. حفظ، ترویج و نگهداری آن شرط اساسی تحقق توسعه پایدار به سود نسل حاضر و آینده است.7. اصلی دسترسی یکسان: دسترسی یکسان به گستره غنی و گوناگون بیان‌های فرهنگی در سراسر جهان و دسترسی فرهنگ‌ها به ابزار بیان و اشاعه عوامل مهم تقویت تنوع فرهنگی و تشویق تفاهم متقابل است.8. اصل سعه صدر و توازن: دولت‌ها به هنگام تدوین برنامه‌های حمایت از تنوع بیان‌های فرهنگی باید به روشی مناسب سعه صدر را در برابر سایر فرهنگ‌های جهان ترویج و سازگاری آنها را با اهداف کنوانسیون حاضر تضمین کنند. دو) زمینه کاربرد کنوانسیون ماده ۳. زمینه کاربرد: این کنوانسیون درمورد سیاست‌ها و فعالیت‌هایی که کشورهای عضو برای حفظ و ترویج تنوع بیان فرهنگی خود در پیش می‌گیرند اجرا خواهد شد. سه) تعاریف ماده ۴. تعاریف. تعاریف اصطلاحات کنوانسیون:1. تنوع فرهنگی «تنوع فرهنگی» به روش‌های گوناگون اطلاق می‌شود که گروه‌ها و جوامع برای بیان فرهنگ‌ها به‌کار می‌گیرند. این بیان‌ها از طریق گروه‌ها و جوامع و بین آنها انتقال می‌یابد. تنوع فرهنگی نه فقط در روش‌های گوناگون بیان، تقویت و انتقال میراث فرهنگی بشر بلکه در شیوه‌های متنوع آفرینش هنری، تولید، اشاعه، توزیع بهره‌مند- صرف‌نظر از ابزار و فناوری‌های مورد استفاده – تجلی می‌یابد.2. محتوای فرهنگی «محتوای فرهنگی» معنای نمادی بٌعد هنری و ارزش‌های فرهنگی منبعث، یا بیانگر هویت‌های فرهنگی است.3. بیان‌های فرهنگی: «بیان‌های فرهنگی» حاصل خلاقیت افراد، گروه‌ها، جوامع و دارای محتوای فرهنگی است.4. فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی: «فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی» به فعالیت‌ها، کالاها و خدماتی اطلاق می‌شود که مستقل از ارزش تجارتی احتمالی و ویژگی، کاربرد و یا هدف خاصی که دارند، حاوی یا انتقال‌دهنده بیان‌های فرهنگی‌اند. فعالیت‌های فرهنگی می‌تواند هدف و یا در تولید کالاها و خدمات فرهنگی نقش داشته باشد.5. صنایع فرهنگی: «صنایع فرهنگی» عبارت است از صنایع تولید و پخش کالاها و خدمات فرهنگی مندرج درمورد ۴.6. سیاست‌ها و اقدام‌های فرهنگی «سیاست‌ها و اقدام‌های فرهنگی» به سیاست‌ها و اقدام‌های مربوط به فرهنگ در سطح محلی، ملی، منطقه‌ای یا بین‌المللی اطلاق می‌شود که یا اساساً بر فرهنگ متمرکز اند و یا به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تأثیر مستقیم بر بیان‌های فرهنگی افراد، گروه‌ها یا جوامع از جمله در خلق، تولید، اشاعه، پخش و دسترسی به فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی دارند.7. حمایت: «حمایت» پذیرش اقداماتی است به منظور حفظ، حراست و تقویت تنوع بیان‌های فرهنگی 8. ارتباط بین فرهنگ‌ها: «ارتباط فرهنگی» وجود و تعامل برابر میان فرهنگ‌های متفاوت و امکان ایجاد بیان‌های فرهنگی مشترک از طریق گفت‌وگو و احترام متقابل است. چهار) حقوق و تعهدات دولت‌های عضو. ماده ۵. مقررات کلی مربوط به حقوق و تعهدات 1. دولت‌های متعاهد طبق منشور سازمان ملل متحد، اصول حقوق بین‌الملل و اسناد به رسمیت شناخته شده جهانی در زمینه حقوق بشر، حق حاکمیت خود را برای تدوین و اجرای سیاست‌های فرهنگی و برنامه‌ریزی برای ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی و تقویت همکاری بین‌المللی برای رسیدن به اهداف این کنوانسیون مورد تأیید مجدد قرار می‌دهند.2. اجرای سیاست‌ها و اتخاذ اقدام‌های مربوط به حمایت و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی از سوی دولت‌های متعاهد و در قلمروی آنها باید منطبق با مقررات این کنوانسیون باشد. ماده ۶. حقوق دولت‌های عضو 1. هر یک از دولت‌های عضو می‌تواند در چارچوب سیاست‌های فرهنگی و مقررات داخلی خود، طبق ماده ۶ و ۴ کنوانسیون و بر مبنای شرایط و نیازهای خاص، مقرراتی را با هدف حفظ و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی در قلمرو خویش بپذیرد.2. این اقدام‌ها می‌تواند شامل موارد زیر باشد: الف) اقدام‌های تنظیمی با هدف حفظ و ترویج تنوع بیان‌های فرهنگی. ب) اقدام‌هایی که به شیوه مناسب فرصت‌هایی را برای فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی بومی درمیان مجموعه فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی موجود در قلمرو کشور فراهم می‌سازد تا خلق، تولید، اشاعه و توزیع و بهره‌مندی از فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی بومی از جمله پیش‌بینی مقرراتی درمورد زبان مورد استفاده در چنین فعالیت‌ها، کالاها و خدمات تحقق یابد. ج) اقدام‌هایی که با هدف دسترسی واقعی (مؤثر) صنایع و فعالیت فرهنگی بومی و مستقل در بخش غیر رسمی، به ابزار تولید و اشاعه و توزیع فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی صورت می‌گیرد. د) اقدام‌هایی که هدفشان جلب کمک‌های دولتی است. هـ) اقدام‌هایی که سازمان‌های غیرانتفاعی و همچنین نهادهای عمومی و خصوصی، هنرمندان و دیگر کارشناسان فرهنگی به منظور گسترش، مبادله و گردش آزاد عقاید، بیان‌های فرهنگی، فعالیت‌ها، کالاها و خدمات فرهنگی اتخاذ می‌کند و موجب تقویت روحیه خلاق و تجاری در چنین فعالیت‌هایی می‌شود. و) اقدام‌هایی که به منظور تأسیس و حمایت از مؤسسات دولتی انجام می‌شود. ح) اقدام‌هایی که به منظور حمایت و تشویق هنرمندان و کسانی صورت می‌گیرد که در خلق بیان فرهنگی مشارکت دارند. ط) اقدام‌هایی که هدفشان تقویت تنوع رسانه‌ها، از جمله از طریق شبکه‌های رادیو و تلویزیونی است. ماده ۷. ترویج بیان‌های فرهنگی 1. دولت‌های عضو تلاش خواهند کرد تا در قلمرو خویش فضایی ایجاد کنند که افراد و گروه‌های اجتماعی را به فعالیت‌های زیر تشویق کند: الف) خلق، تولید، اشاعه، پخش بیان‌های فرهنگی و دسترسی به آن، با توجه به شرایط ویژه و نیازهای خاص زنان و گروه‌های اجتماعی از جمله اقلیت‌ها و بومیان. ب) دسترسی به بیان‌های فرهنگی گوناگون در کشور خود و همچنین سایر کشورهای جهان.2. دولت‌های عضو تلاش خواهند کرد تا سهم مهم جامعه هنرمندان خلاق و اجتماعات فرهنگی و سازمان‌های حامی آنها و همچنین نقش محوری آنها را در تقویت تنوع بیان‌های فرهنگی به رسمیت بشناسند. در دهکدهٔ جهانیِ ما آزادی بیان حق سلب‌ناشدنی هر شهروند محسوب می‌شود و پیامدهای متعددی برای زندگی فردی وی در پی دارد. یکی از این پیامدها شامل آزادی عقیده است. همانگونه که از فحوای حق آزادی عقیده که در مادهٔ ۱۸ بیان شده است برمی‌آید، این حق در محدودهٔ حق آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات، آنچنان که در مادهٔ ۱۹ تشریح شده است، قرار می‌گیرد. برای هر ذهن منطقی‌ای وجودِ رابطهٔ همزیستانه میان دسترسی به اطلاعات و آزادیِ بهره‌مندی [از]، تغییر و یا اظهارِ علنیِ عقاید مذهبی یا دنیویِ فرد،‌ بدون نیاز به بررسی و کاوش عمیق قابل رؤیت است. در نتیجه ضمانت‌های قانونی و سیاست‌های دولتی در جهت محافظت و ترویجِ اصول تصریح شده در مادهٔ ۱۹ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر امکانِ برخورداریِ شهروندان از حق دسترسی به اطلاعات، آنچنان که در مادهٔ ۱۸ آمده است را تسهیل خواهد کرد. با این وجود اصل ۱۲ دین رسمی ایران را اسلام و مذهب جعفری اثنی‌عشری معرفی می‌کند و اصل ۱۳ تنها از ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی به عنوان تنها پیروان دینی برسمیت شناخته شده نام می‌برد. از معنای تلویحی این اصل این‌گونه بر می‌آید که جامعهٔ اهل تسنن و بهایی، به عنوان بزرگترین جوامع مسلمان و غیر مسلمان و همینطور خداناباوران و بودایی‌ها، در میان پیروان سایر ادیان، برسمیت شناخته نشده‌اند و از حقوق کامل شهروندی مطروحه در قانون اساسی جمهوری اسلامی بهره‌مند نیستند. در واقعیت آنچه در کارنامه 43 سالهٔ حقوق بشری ایران به وفور یافت می‌شود موارد حمله، بازجویی، حبس و حتی اعدام شهروندانی است که «عقیده‌ای» غیر از آنچه در اص ۱۲ تعیین شده است دارند. ایران نه تنها اعضای پیروان دینی اعم از آنان که برسمیت می‌شناسد و آنان که عقایدشان برسمیت شناخته نمی‌شود را به کام مرگ فرستاده است بلکه هزاران تن از مسلمانی که عقایدشان با مذهب جعفری اثنی‌عشری مغایرت دارد نیز با مجازات مرگ مواجه شده اند. شهادت بازماندگان بازجویی‌ها و زندانیان جمهوری اسلامی حاکی از این واقعیت است که در موارد بی‌شماری افراد به منظور برخورداری از حقوق شهروندیشان از جمله حق زندگی، حق آموزش یا کار، ناگزیر به انکار عقایدشان شده‌اند و یا به زور به اعتراف اجباری یا شهادت دروغ علیه خود تن در داده‌اند. آنچه گفته شد ناظر بر نقشِ محوریِ دسترسی به اطلاعات و حق آزادی بیان در توانمندسازی شهروندان در جهت بهره‌مندی از حق آزادی عقیده و سایر حقوق بود. یکی از شیوه‌های فراهم آوردن شرایط دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان پیگیری اطلاعات از طریق جراید و رسانه‌ها است. با این وجود، در خصوص مورد ایران، اصول ۲۴ و ۱۷۵ قانون اساسی آزادی بیان و اطلاعات در نشریات را در چارچوب «مبانی» و «موازین» اسلامی مقید می‌سازد. علاوه بر آن قانون مطبوعات ایران نیز شاخص‌های آزادی بیان و اطلاعات را بر اساس فرامین صاحب‌منصبان و سیاست‌هایی تعیین می‌کند که منحصراً و مطلقاً مذهب رسمی دولت را مد نظر قرار داده و در ملحوظ داشتن تنوع عقاید ناکام مانده‌اند. بنا بر قانون بین‌المللی حقوق بشر دولت‌ها حق استفاده از مذهب به عنوان توجیه اعمال محدودیت بر حقوق بنیادین [شهروندان] را ندارند. در حقیقت دولت‌ها موظف‌اند تا در راستای حمایت از تنوع عقاید و جهان‌بینی‌ها کوشا باشند. هنگامی که یک دولت حق آزادی بیان را محدود می‌سازد، هنگامی که سانسور گسترده و تبلیغات سیاسی [پروپاگاند] را بر جای دسترسی به اطلاعات می‌نشاند، در حقیقت چنین دولتی قابلیت شهروندانش را در وارسی، اختیار گزیدن و اتخاذ جهان‌بینیِ خود محدود می‌سازد. در زمانی که تعداد قابل ملاحظه‌ای از مسلمانان یا به دین زرتشت، مسیحیت، خداناباوری و یا سایر جهان‌بینی‌ها گرایش پیدا می‌کنند و یا هویت خویش را برمبنای هر یک از این جهان‌بینی‌ها تعریف می‌کنند، اتخاذ سیاست‌هایی که از لحاظ کردن این دگرگونی‌ها باز می‌ماند به منزلهٔ نقض حقوق اکثریت جامعه از سوی یک دولت برآمده از اقلیت تلقی می‌شود. اشاره دیگرم به کم نشدن حدت مناقشه بر سر مطالبات قومی و چیستی هویت ملی هاست که شاهد وضعیتی هستیم که می توان آن را «هویت ملی در بحران» نامید. مناقشه ای که به آسانی و آزادی فکری کامل نمی توان وارد آن شد، آنچنانکه بدون برچسب های سیاسی و هویتی ایی مانند «خائن»، «ایران ستیز»، «ضد ایران» یا «تجزیه طلب» بتوان گفتمان مسلط هویت ملی را به پرسش گرفت و از مطالبات قومی (اتنیکی) سخن گفت. سالهایی که تنش های سیاسی به همراه سرکوب وسیع، به شکل گیری صورتبندی سیاسی ایی انجامید که تاکنون تغییر مهمی از منظر حقوق اقوام در آن دیده نمی شود. سپس پاسخ برخی از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی حقوق قومی درباره نگاهشان به هویت ملی را پیش روی شما می گذاریم تا ببینیم فعالان ترک، کرد، عرب، ترکمن و بلوچ چه نگاهی به مطالبات قومی و هویت ملی دارندیک ترکمن میگوید ما یک ملت هستیم و در یک محدوده جغرافیایی هستیم اما هویت اصلی به نظر من هویت اتنیکی است. ترکمن ها نه از نظر زبانی و نه از نظر مذهبی هیچ نقطه مشترکی با دیگر ایرانیان ندارند و یک گروه منحصربفرد هستند. من هیچ امیدی به جمهوری اسلامی ندارم که این وضعیت درست شود یا حتی بهبود پیدا کند. ۴۰ سال زمان کمی نیست و اینها می توانستند خیلی کارها بکنند. تا همین ۲۰ سال پیش به خاطر گزینش نمی توانستیم به دانشگاه برویم. خیلی از دوستان و آشنایان من هستند که تا سالها رتبه های خوب در کنکور دانشگاهها می آوردند اما اجازه نمی دادند وارد دانشگاه شوند که بعد این مسئله توسط نماینده ترکمن ها آقای غراوی در مجلس حل شد. آقای بابایانی درباره تبعیض مذهبی، مدیرتی و زبانی می گوید: «به لحاظ مذهبی تعالیم اهل سنت از کتاب های درسی حذف شد. ما کتابی داشتیم بنام فقه حنفی که الان به ۸ صفحه کاهش یافته است. ما مجبوریم تعالیم دینی شیعیان را بخوانیم و باید آنرا در کنکور امتحان بدهیم. طی این ۴۰ سال یک استاندار ترکمن نداشتیم. معاون امور فرهنگی استانداری داشتیم اما استاندار نداشتیم در حالی که بیشتر جمعیت استان گلستان و خراسان شمالی ترکمن هستند. مشکل زبانی را بعد از چهار دهه می توانستند به راحتی حل کنند مانند تجربه شوروی سابق که زبان روسی برای همه تدریس می شد و هر اتنیکی هم زبانشان را داشتند. من دوستانی در دوره ابتدایی داشتم که فقط بخاطر مشکل زبان هر سال مردود می شدند. در حال حاضر کانون هایی هستند که زبان ترکمنی را الان آموزش می دهند اما چون زبان ترکمنی را نمی توان با الفبای فارسی بخوبی نوشت باید یا الفبای لاتین باشد یا سیریلیک بنویسیم و حکومت اجازه نمی دهد که از این الفبا استفاده کنند و دولت آنها را مجبور کرده که باید با الفبای فارسی ترکمنی را تدریس کنند.» یک معلم ترکمن می گوید که برای اینکه دانش آموزان فارسی را خوب نمی فهمیدند ریاضیات را به زبان ترکمنی تدریس می کرد و با اخطار و تهدید آموزش و پرورش مواجه شده است.


۱۴۰۰ تیر ۲۱, دوشنبه

دموکراسی و مسئله ملتها

سمانه بیرجندی

مقاله با موضوع: دموکراسی و مسئله ملتها (بخش اول)

ماهنامه بشریت : شماره 235

صفحه 69

https://bashariyat.org/?page_id=27362

به باورنگارنده اساس حق تعيين سرنوشت ملتها را بايد بر دو پايه مورد بر رسى قرار داد. اول اينكه ما تعريف جديد از گفتمان دولت _ ملت را بشناسيم و آنرا يكى از دو پايه ى اساسى اين مقوله حق تعيين سرنوشت قرار بدهيم, و دوم اينكه روابط ميان ملتها را آنجا كه ملتهاى گوناگون در منطقه جغرافيائى واحدى سكنى دارند, از نظر حقوقى تعيين كنيم. در تعريف گفتمان دولت_ملت گفته شده است كه ملت بر خلاف امت و يا رعيت به مجموعه انسانهائى گفته ميشود كه بر اساس اصول مربوط به نحوه تاسيس دولت دموكراتيك, قادر باشند كه نظام سياسى مدرن و دموكراتيكى را ايجاد نمايند. در غير اين صورت آن مجموعه انسانى را نميتوان ملت ناميد. در تعريف كلاسيك از ملت آمده است كه مجموعه انسانهائيكه در يك واحد جغرافيائى و تحت لواى يك حكومت واحد زندگى ميكنند و علائق و خواستهاى مشتركى دارند وفرهنگى با جوهره واحد را در روابط گروهى و فردى خود به كار ميگيرند, ملت ناميده ميشوند. در اين تعريف آنچه كه ابدا اشاره اى بدان نميشود اين است كه آيا اين حكومت واحد را بايد خود اين مجموعه انسانى تشگيل بدهد و يا اينكه خير حكومت خارج از قلمرو اختيار ملت و مستقل از آن وجود دارد و ملت با تبعيت از آن است كه هويت مى يابد؟ با وجود اينكه اين نقص اساسى در تعريف فوق از مفهوم ملت وجود دارد, اما وجود اين نقص اساسا ناشى از جوهره تفكر پيشا مدرنيته از رابطه ميان دولت وملت است كه بر مى خيزد. و تا زمانيكه تفاوت ميان اين جوهره فكرى, با جوهره فكرى مدرن از اين رابطه معلوم نشده باشد,  دستيابى ملتها به مقوله  حق تعيين سرنوشت خويش هم ممكن نخواهد شد. چرا كه براى بدست آوردن يك حق ابتدا بايد آن حق را شناخت و تعريف معينى را از آن به دست داد. در تعريف كلاسيك از مفهوم ملت, اساسا ملت در تعلق به ديگرى معنا پيدا ميكند و خود فىالنفسه معنائى ندارد. و اين ديگرى يا سردارى, اميرى و از اين قبيل است كه يك حكومتى را تشگيل ميدهد و مردم به عنوان رعاياى اين حاكم مفتخر به عنوان ملت ميشوند و يا بواسطه باور به ايدئولوژى طبقه حاكم به لقب امت مفتخر ميشوند و هركس كه جزو امت باشد در رده ملت قرار ميگيرد و بقيه هم كه امت نيستند از اين نظر ملت هم محسوب نميشوند و يك ستم مضاعفى بر آنها روا شمرده ميشود. اين دسته هم از سوى حكومت مورد تعرضند و هم از سوى امت وابسته به ايدئولوژى اين حكومت. با توسعه تفكر دموكراتيك و در شرايط جوامع مدرن تعريف ملت بكلى دگرگون شده است و به جاى اينكه مبناى مسئله اصلى ملتها, فرهنگ مشترك, و يا علائق مشترك و يا زبان مشترك و غيره باشد, مسئله اصلى هويت يابى مجموعه هاى انسانى است در مقوله حاكميت آنها بر سرنوشت سياسى شان. يعنى خط فاصل ميان ملت و امت را در توانائى يك مجموعه انسانى در تاسيس نظام سياسى ميدانند.آنچه كه در گذشته وجود داشته , امت يا رعيت , دخالتى در تعيين نظام سياسى خود نداشته و حاكمان سياسى فارغ از اراده ملت بر او حكم ميرانده اند. اما مفهوم ملت زمانى شكل گرفت كه مجموعه هاى انسانى توانستند اراده خود را در تاسيس دولت دخالت بدهند و به اين ترتيب نظامهاى سياسى مدرن را پديد بياورند كه متكى به اراده و خواست ملى است. در كشورهاى كثيرالمله پيشامدرن, از جمله كشور ما, اولا يك ملت كل داريم كه خود اين ملت كل, امرى انتزاعى است و وجود مادى ندارد. چرا كه كل مجموعه خود در مرحله امت_ رعيت دست و پا ميزند. سلطنت طلبان آن در مرحله رعيت باقى مانده اند و مذهب گرايان آن از هر دسته و گروهى كه باشند, در مرحله امت.  و ثانيا امتهاى فرهنگى عينى متعددى را داريم كه به شرط توانائى در تاسيس دموكراتيك دولتهاى مدرن قابليت تبديل شدن به ملتها را دارند. اما چرا اين ملت انتزاعى در مرحله رعيت_ امت باقى مانده است؟ به دليل اينكه اجزاى تشگيل دهنده اين مجموعه كل, يعنى ملتهاى جزو, خود از مرحله امتهاى فرهنگى فراتر نرفته اند. همانطور كه يك جامعه بدون اجزاى اجتماعى خود نميتواند وجود عينىداشته باشد, يك ملت كل هم بدون اجزاى خود يعنى ملتهاى جزو نميتواند موجود باشد.

چرا نه به اعدام! رو به رشد است؟ (بخش۱)

 در ماه‌های اخیر اعدام یک بار دیگر به یکی از مهم‌ترین مسائل افکار عمومی در ایران بدل شد. پیش از آن که هشتگ #مهسا_امینی پربسامدترین موضوع در ...