۱۴۰۰ اسفند ۲۷, جمعه

تفکیک جنسیت دانشجویان

سخنران: سمانه بیرجندی

مکان : کمبته دفاع از حقوق جوان و دانشجو

18مارس 2022

انتشار در نشریه 251 صفحه 16

https://bashariyat.org/?page_id=29345#jav

 حضور زنان در دانشگاه‌ها در چند دهه اخیر در سراسر جهان افزایش چشمگیری داشته چنانکه در حال حاضر در کشورهایی چون ایران، سریلانکا، کوبا، آرژانتین، جامائیکا، تونس و قرقیزستان تعداد دانشجویان زن از دانشجویان مرد بیشتر است. با وجود افزایش حضور زنان در دانشگاه‌ها همچنان دانشگاه به مثابه بخشی از حوزه عمومی بستر بروز انواع مختلف تبعیض‌های جنسیتی و آزارهای جنسی است. این وضعیت در کشورهایی چون ایران به دلیل قوانین تبعیض‌آمیز، سیاست‌های مردسالارانه حاکمیت و تبعیض‌های سیستماتیک تشدید می‌‌شود. پیمایش‌های انجام شده در کشورهای مختلف نشان می‌دهد آزارهای جنسی و جنسیتی علیه زنان در محیط‌های آکادمیک امری کمابیش شایع است. دانشگاه‌های ایران نیز مانند دیگر کشورها به این معضل اجتماعی دچارند اما علاوه بر این آزارها انواع دیگری از خشونت از جمله تفکیک جنسیتی در دانشگاها، قوانین تبعیض‌آمیز و محدودیت‌های شدید در خوابگاه‌های زنانه، دخالت در پوشش دانشجویان و سرکوب آنان به بهانه بدحجابی توسط حراست و کمیته انضباطی بخشی از خشونتی است که به‌طور رسمی بر زنان دانشجو در ایران اعمال می‌شود. محدودیت‌ها و تبعیض‌ها علیه دانشجویان زن در دانشگاه‌های ایران امری رایج است اما اشکال مختلف اعمال سلطه بر زنان دانشجو و میزان و شدت آن در دانشگاه‌های مختلف متفاوت است. طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌های ایران از سال ۱۳۸۹ آغاز شد اما پیش از آن نیز اقدام‌هایی در راستای این هدف انجام شده بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی ایران ضمن جداسازی دختران و پسران در مدارس، درصدد برآمد این شیوه را در دانشگاه‌ها نیز اجرا کند اما محدودیت‌های آموزش عالی این امکان را فراهم نمی‌کرد؛ بنابراین شورای عالی انقلاب فرهنگی سال ۱۳۶۶ در مصوبه‌ای اعلام کرد که دانشجویان دختر و پسر باید در کلاس‌های دانشگاه در دو ردیف کاملا مجزا بنشینند. اواخر دهه ۱۳۸۰ و در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، جداسازی جنسیتی دانشجویان در دانشگاه‌ها ابعاد جدیدی یافت؛ کامران دانشجو، وزیر وقت علوم، با دفاع همه‌جانبه از تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها و جلوگیری از هرگونه «اختلاط بی‌مورد زن و مرد» گفت: «کلاس‌های دختران و پسران باید حتی‌المقدوراز هم جدا شوند و از آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها و سالن‌های تشریح جداگانه استفاده کنند. »جداسازی جنسیتی در دانشگاه‌ها در میان افراد نزدیک به حکومت هم موافقان زیادی داشت؛ یکی از آنان محسن قرائتی بود که به «قاطی کردن» چهار میلیون و ۷۰۰ هزار دختر و پسر در دانشگاه اعتراض کرد و خواستار جداسازی آنان شد. او از دانشگاه الزهرا به‌عنوان نمونه موفق دانشگاه تک‌جنسیتی نام برد. تفکیک جنسیتی که با هدف اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها در حال اجرا بود، تا آنجا پیش رفت که به حذف دختران از برخی رشته‌های دانشگاهی انجامید و سال ۱۳۹۲ خبر رسید که ۳۶ دانشگاه ایران پذیرش دختران در ۷۷ رشته کارشناسی را حذف کرده‌اند و سهمیه دختران و پسران در برخی رشته‌های دانشگاهی نیز جدا شد. کامران دانشجو در همان زمان در واکنش به تعیین سهمیه دختران و پسران در برخی رشته‌ها گفت: «این قضیه را برخی خلاف عدالت می‌دانند. این کجایش بی‌عدالتی است؟ آیا این درست است که ۹۵ درصد پرستاران مرد باشند و پنج درصد زن؟ آیا این قضیه که خانم‌ها ۷۰ درصد در دانشگاه‌ها قبول می‌شوند یک افتخار است؟ این کجایش افتخار است؟»او که بارها از جداسازی دختران و پسران در دانشگاه دفاع کرده بود، در سال ۱۳۹۲ در یک نشست خبری در دانشگاه فردوسی مشهد، مدعی شد که ایده اصلی اجرای تفکیک جنسیتی در دانشگاه از او نبوده است. سخنان دانشجو نشان داد که جداسازی دختران و پسران در دانشگاه‌ها و ایجاد محدودیت برای دانشجویان دختر موضوعی است که در سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی ایران ریشه دارد و هدف آن تحکیم پایه‌های نظام سلطه‌گر، مردسالار و ایدئولوژی‌محور است؛ مسئله‌ای که با بررسی عملکرد وزارت علوم در چند ماه اخیر نیز قابل‌اثبات است. وزارت علوم در دولت ابراهیم رئیسی از همان ابتدا رویکردی مشابه دولت محمود احمدی‌نژاد اتخاذ کرده است. اخراج برخی استادان و تفکیک جنسیتی که در دوره جدید بیشتر مطرح می‌شود، موضوع‌هایی‌اند که در دولت‌ نهم و دهم نیز سابقه داشتند و حالا به نظر می‌رسد که دولت سیزدهم قصد دارد در ادامه اجرای سیاست‌های کلان حکومت ایران، این مسیر را ادامه دهد. معاون وزیر علوم با طرح این ادعا که تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها با خواست خانواده‌ها و دختران اجرا می‌‎شود، گفت: «تعدادی از خانواده‌های دانشجویان دختر یا خود دانشجویان دختر تمایل دارند در دانشگاه‌های تک‌جنسیتی، تحصیل کنند. » او در ادامه خبر داد که چنین امکانی برای دانشجویان دختر به وجود آمده است. رویکردی بسیار مشابه گروه طالبان که اینک در افغانستان روی کار است و کلاس‌های مختلط را مغایر با شرع می‌داند و تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها را در دست اجرا دارد. طبق آخرین آمار ارائه‌‌شده از سوی وزارت علوم جمهوری اسلامی، در حال حاضر از ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار دانشجویی که در حال حاضر در حال تحصیل در دانشگاه‌های ایران هستند، یک میلیون و ۹۰۰ هزار نفر از آنها دختر هستند، یعنی حدود نیمی از آنها. سهم دختران در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۸ به ۴۳ درصد رسیده. طبق این آمار هم‌اکنون از هر ۳ پزشک فارغ‌التحصیل، دو نفر آنها دختر هستند. اما این آمار گویی به جای آنکه باعث خشنودی مسئولان شود، موجبات ناخشنودی آنان را فراهم کرده است. نورالله حیدری عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ایران گفته: «در شرایطی می‌توان از تحصیل دختران به عنوان یک تهدید یاد کرد و آن زمانی است که موقعیت تحصیل برای مردان فراهم نشود». وی ادامه داده که همزمان با ادامه تحصیل زنان، میل به اشتغال در آنان ایجاد می‌شود و این مسئله به جایگاه خانواده آسیب می‌زند. این نماینده مجلس در پایان سخنانش از دختران خواسته در رشته‌هایی تحصیل کنند که مورد نیاز جامعه زنان باشد. گویا همین نگرانی‌ها مسئولان را به این فکر انداخته که چاره‌ای برای این “معضل” بیندیشند. فاطمه آلیا یکی دیگر از نمایندگان مجلس که از مخالفان ورود بیشتر دختران به دانشگاه‌هاست چندی پیش گفته بود اگر نمی‌شود ورود دختران به دانشگاه‌ها را کنترل کرد بنابراین باید با قدرت در پی اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها باشیم. وی اجرای طرح عفاف و حجاب و نیز تفکیک جنسیتی را از جمله راه‌های اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها عنوان کره بود. تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها با جداسازی دانشجویان در سرویس‌های رفت و آمد کوی دانشگاه تهران آغاز شده است. این طرح در دانشگاه‌های علم و صنعت و صنعت نفت تهران نیز کلید خورده است. وبسایت “دانشجو نیوز” گزارش داده که سرویس‌های ایاب و ذهاب دانشگاه تهران از آغاز هفته جاری، زنانه و مردانه شده ولی دانشجویان با توهین‌آمیز خواندن این تصمیم، اقدام به استفاده مختلط از اتوبوس‌ها کرده‌اند. به نوشته “دانشجو نیوز”، ماموران حراست دانشگاه جلوی حرکت سرویس‌ها را گرفته و ضمن تهدید دانشجویان، از تجمع اعتراضی آنها نیز فیلمبرداری کرده‌اند. این گزارش افزوده که طرح تفکیک جنسیتی در سرویس‌های رفت و آمد به دستور مستقیم فرهاد رهبر، ریاست دانشگاه تهران انجام شده است. روزنامه “روزگار” نیز از جداسازی دختران و پسران در دانشگاه‌های علم و صنعت و صنعت نفت خبر داده و از زنانه مردانه شدن درهای ورودی، کلاس‌های عمومی و اختصاصی و حتی آسانسورهای دانشگاه علم و صنعت نوشته است. روزگار” از جدا شدن سالن‌های مطالعه دختران و پسران دانشگاه صنعت نفت، و تفکیک کتابخانه‌ها، سالن‌های غذاخوری و بوفه‌های سایر دانشگاه‌ها نیز خبر داده است. کامران دانشجو، در ماه‌های گذشته بارها بر تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها به منظور اسلامی شدن فضای آموزش عالی و قصد وزارت علوم بر تک جنسیتی کردن دانشگاه‌ها تاکید کرده است. کامران دانشجو وزیر علوم ایران: وی از جمله گفته که هیچ دانشگاهی حق برگزاری اردوهای مختلط را ندارد و دانشگاه‌ها باید کاری کنند تا دختران و پسران از آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها، سالن‌های تشریح یا اتاق کامپیوتر در نوبت‌های جداگانه استفاده کنند. آیت‌الله جعفر سبحانی، یکی از مراجع تقلید قم هم در دیدار با جمعی از اعضای فراکسیون دانشگاهیان مجلس ایران عنوان کرده که مشکل فعلی دانشگاه‌های ایران در سه وجه متون درسی، فقدان اساتید اسلامی و تداخل جنسیتی خلاصه می‌شوند. آیت‌الله سبحانی، مهم‌ترین مشکل مراکز آموزش عالی کشور را تداخل جنسیتی برشمرده و خواهان اصلاح علوم انسانی در دانشگاه‌ها نیز شده‌است. مرتضی آقاتهرانی، معلم اخلاق دولت احمدی‌نژاد و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هم در باره تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها یادآوری کرده که منظور وزیر علوم از این طرح، کشیدن دیوار میان زن و مرد نیست. وی با تاکید بر جایز نبودن اختلاط میان زن و مرد در اسلام گفته که شیوه‌های مدیریتی در محیط آموزش عالی را باید بر اساس این ممنوعیت برگزید. مهتاب محمودانشگاه علامه طباطبایی یکی از دانشگاه‌هایی است که در سال تحصیلی جاری با اعمال تفکیک جنسیتی اعتراضاتی را در میان دانشجویان برانگیخته است. با آغاز سال تحصیلی تفکیک درهای ورودی، تفکیک سلف‌های زنان و مردان، تفکیک جنسیتی در بوفه‌ها و برخوردهای شدید حراست با دانشجویان زن و احضارهای کم‌سابقه دانشجویان زن به کمیته انضباطی منجر به بروز این اعتراضات شد. . جداسازی جنسیتی گسترده در کلاس‌های درس، تک‌جنسیتی کردن پذیرش برخی رشته‌ها و افزایش سخت‌گیری‌ها و دخالت در پوشش دانشجویان زن و برخوردهای انضباطی با آن‌ها، همچنین افزایش محدودیت‌ها در خوابگاه‌های دانشجویان زن از جمله سیاست‌های تبعیض‌آمیز دانشگاه علامه در آن دوران و به‌ویژه از سال ۹۰ به بعد بود. تفکیک جنسیتی سلف دانشجویان: اگرچه پس از تغییر رئیس دانشگاه در سال ۹۲ به تدریج تفکیک جنسیتی کلاس‌های درس و تک‌جنسیتی بودن برخی رشته‌ها برداشته شد اما به گفته دانشجویان دانشگاه علامه موج جدیدی از تفکیک‌های جنسیتی در دو سال اخیر در دانشگاه علامه آغاز شده است. تفکیک ورودی‌های سلف زنان و مردان یکی از این تغییرات است. مهتاب بیات، فعال دانشجویی در دانشگاه علامه، درباره تفکیک ورودی سلف این دانشگاه به «دیده‌بان آزار» می‌گوید: «عملکرد مسئولان دانشگاه علامه به‌گونه‌ایست که با ایجاد معضل‌ها و مشکلات جدید دائما مطالبات دانشجویان به مسائل حداقلی‌تر می‌رسد. سال گذشته در تلاش بودیم با جداسازی سلف دختران و پسران مقابله کنیم. این مطالبه به نتیجه نرسید و در نهایت امسال حتی ورودی و راهروهای سلف‌ها نیز از هم جدا شد و حالا این بار باید برای تفکیک نشدن راهروها تلاش می‌کردیم. در نهایت پس از دو ماه پیگیری و تلاش دانشجویان در نهایت وضعیت ورودی سلف به حالت پیشین بازگشت اما همچنان سلف دختران و پسران از هم جداست». آزاده یکی از دانشجویان رشته ادبیات در دانشگاه علامه درباره تفکیک جنسیتی سلف این دانشگاه می‌گوید: «دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجه و الهیات دانشگاه ما در یک محل هستند. تعداد دخترها از پسرها خیلی بیشتر است و به همین دلیل فضای سلف دخترها نسبت به جمعیتشان کوچک است. در سلف دختران معمولا تعداد صندلی‌ها کم‌تر از دانشجویان است ولی چون تعداد پسرها کمتر است چنین مشکلی ندارند. اگر سلف‌ها ادغام می‌شد اصلا چنین مشکلی هم وجود نداشت». فرحناز غالبی، فعال دانشجویی در دانشگاه علامه، درباره تبعیض ناشی از تفکیک جنسیتی سلف این دانشگاه به «دیده‌بان آزار» می‌گوید: «سلف دانشگاه علامه به این صورت است که طبقه اول به دانشجویان پسر و طبقه دوم به دانشجویان دختر تعلق دارد. اگرچه ساختمان سلف آسانسور دارد اما آسانسور معمولا خراب است. به همین دلیل دختران معلول یا افرادی که دچار آسیب‌دیدگی شده‌اند اغلب دچار مشکل می‌شوند. از طرفی در صورت ورود دختران به سلف پسران برخوردهای زننده‌ای از سوی مسئولان سلف با دانشجویان دختر صورت می‌گیرد». دخترها فقط تا ساعت پنج حق دارند گرسنه شوند!مهتاب بیات درباره تفکیک جنسیتی سلف و بوفه دانشگاه علامه می‌گوید: «اگر دختر هستند و در دانشگاه علامه درس می‌خوانید باید بدانید که تنها تا ساعت ۵ عصر حق گرسنه‌شدن دارید چون بوفه دختران تنها تا ساعت ۵ باز است. پس از ساعت ۵ بوفه دختران تعطیل می‌شود و بوفه آقایان هم به خانم‌ها چیزی نمی‌فروشد. در مواردی پیش آمده که نشستن دختران در بوفه پسران منجر به احضار آنان به کمیته انضباطی شده است». زینب یکی از دانشجویان دانشگاه علامه درباره تفکیک جنسیتی بوفه این دانشگاه می گوید: «این اصلا عادلانه نیست که ما برای خرید یک لیوان چای باید حتما طبقه بالا برویم در حالی که قبلا می‌توانستیم از بوفه پسران خرید کنیم. اگر ساعت از پنج بگذرد که دیگر اصلا امکان خرید نداریم. اگر بخواهیم یک لیوان چای از بوفه پسران بخریم با ما طوری برخورد می‌شود انگار در حال خرید مواد مخدر هستیم. شاید جداسازی بوفه و سلف خیلی جزئی به نظر برسد و تصور شود که چندان مهم نیست اما تفکیک جنسیتی فضاهای عمومی در دانشگاه می‌تواند زمینه‌ساز تفکیک‌ها و تبعیض‌های جدی‌‌تر شود» زینب در ادامه می‌گوید: «اگرچه تفکیک جنسیتی در کلاس‌های درسی بسیار کمتر از سال‌های قبل شده- و البته همچنان به شکل محدودی وجود داردـ اما موج جدید تفکیک فضاهای عمومی در دانشگاه در دو سال اخیر مثل در ورودی دانشگاه، سلف و بوفه می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت تفکیک‌ جنسیتی شدید در کلاس‌های درس مانند گذشته شود». احضار گسترده دانشجویان زن به کمیته انضباطی به بهانه بدحجابی: به گفته فعالان دانشجویی در دانشگاه علامه تنها در مهر ماه سال جاری حداقل ۱۵ دانشجو زن به بهانه بدحجابی به کمیته انضباطی احضار شده‌اند. تشدید سخت‌گیری‌ها و برخوردهای انضباطی با دانشجویان و افزایش دخالت در پوشش آنان منجر به بروز نارضایتی گسترده در میان دانشجویان این دانشگاه شده است. مهتاب بیات در این‌باره می‌گوید: «از جمله تلاش‌های نافرجام فعالان دانشجویی در دانشگاه علامه برای مقابله با تبعیض‌های جنسیتی در این دانشگاه می‌توان به اعتراض به ورودی‌های تفکیک شده دانشگاه اشاره کرد. در سال‌های اخیر دانشجویان دانشگاه علامه بارها به این موضوع اعتراض کرده‌اند ولی متاسفانه تا به امروز این اعتراضات نتیجه‌ای در پی نداشته و خانم‌ها و آقایان از ورودی‌های جداگانه وارد دانشگاه می‌شوند». او در توصیف برخورد حراست با دانشجویان زن می‌گوید: «با تفکیک درهای ورودی دانشگاه دختران دانشجو برای ورود به دانشگاه ناگزیر به عبور از اتاق حراست خانم‌ها هستند، کاری که برای بیشتر دانشجویان دختر بسیار دشوار است و البته گاهی ناممکن. متاسفانه هیچ راه گریزی از این اتاق نیست. حدود دو تا سه نفر همیشه دراین اتاق هستند تا روز شما را خراب کنند. کارمندان حراستی که برای نظارت پوشش خانم‌ها در نظر گرفته شده‌اند مسئولیت‌پذیرترین کارمندان دانشگاه هستند چرا که هر روز علاوه بر چک کردن کارت دانشجویی، رنگ لاک، میزان آرایش، اندازه مانتو، قد شلوار، رنگ جوراب، بعضا رنگ بند کفش و. . . دختران دانشجو را چک می‌کنند. این کارمندان در نوشتن تک‌تک این تذکرات هیچ‌گاه کوتاهی نمی‌کنند و گاهی سلیقه شخصی خود را نیز اعمال می‌کنند». بیات در ادامه می‌گوید: «اگر شما تسلیم فشار حراست نشوید عواقب بدی در انتظارتان هست و به کمیته انضباطی احضار می‌شوید. اگر حوالی ساعت ۸ صبح به دانشگاه علامه آمدید از دیدن صف طولانی حراست خانم‌ها تعجب نکنید چون چک کردن همه این موارد و تذکر دادن به اکثر دانشجویان کار زمانبری است. این کارمندان گزارش‌های طولانی و بعضا چند صفحه‌ای را حاضر می‌کنتد و برای کمیته انضباطی می‌فرستند. علاوه بر این دیده شده که در لحظه با کمیته انصباطی تماس گرفتند تا با دانشجویان خطاکار (به زعم خودشان) برخورد کنند. بر اساس اعلام دانشجویان در مهر ماه سال تحصیلی جاری بیش از ۱۵ نفر به دلیل مشکل در پوشش به کمیته انضباطی احضار شدند. متاسفانه این روند همچنان ادامه دارد». نامه‌ای با هزار امضا: با شروع سال تحصیلی جدید و افزایش محدودیت‌ها در دانشگاه علامه دانشجویان این دانشگاه اقدام به نگارش نامه‌ای اعتراضی خطاب به ریاست دانشگاه و جمع‌آوری امضا از دانشجویان کردند. به گفته فاطمه مهدوی، فعال دانشجویی، برخی دانشجویان به‌رغم موافقت با محتوای نامه به دلیل ترس از عواقب احتمالی حاضر به امضای این نامه نشدند اما پس از گذشت پنج روز هزار دانشجو این نامه را امضا کردند. در نهایت پس از پیگیری‌های دانشجویان سخت‌گیری‌های حراست بر پوشش زنان کمی کاهش یافت و تفکیک ورودی سلف‌ها نیز برداشته شد. با این حال همچنان تفکیک سلف و بوفه، در ورودی دانشگاه و کتابخانه مرکزی پابرجاست.

۱۴۰۰ اسفند ۲۱, شنبه

دیدگاه قران درباره ارتداد (بخش دوم)

 

 

سمانه بیرجندی

مقاله با موضوع: دیدگاه قران درباره ارتداد (بخش دوم)

نشریه بشریت:شماره 248

صفحه: 42

 https://bashariyat.org/?page_id=29035    

قرآن برای ارتداد به صراحت مجازات مرگ را توصیه نمی‌کند. اما تعدادی از آیات قرآن طوری تفسیر شده‏اند ‏‏‏که از آنها این گونه استنباط می‌شود که افراد مرتد باید کشته شوند. آیه ۲۱۷ سوره بقره اغلب به صورتی تفسیر شده است که مجازات مرگ را برای فرد مرتد توصیه می‌کند. در بخشی از این آیه آمده است: «وَمَنْ یرْتَدِدْ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَیمُتْ وَهُوَ کافِرٌ فَأُوْلَئِک حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدنْیا وَالْآخِرَهِ وَأُوْلَئِک أَصْحَابُ النارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ. » (کسانى از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه و بی ثمر مى‏شود و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. ) فخرالدین رازی، فقیه معروف سنی (۵۸۸-۵۲۸ ه. ‌‌ق. ) در تفسیر آیه مزبور می‌گوید شخص مرتد باید کشته شود. عبارت کلیدی در اینجا «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدنْیا» (کردارهایشان در دنیا … تباه و بی ثمر می‌شود) می‌باشد. آنطور که آیت‏الله‏‏ محمد جواد فاضل لنکرانی، روحانی معاصر ایرانی توضیح می‌دهد، رازی بر این باور بود که تمام اعمال خوب شخص مرتد بیهوده و بی ارزش است. در نتیجه می‏توان به زندگی شخص مرتد پایان داد زیرا حیات او دیگر ارزشی ندارد. لنکرانی در تأئید این دیدگاه حدیثی از امام صادق، امام ششم شیعیان نقل می‌کند که گفته است محافظت از جان، ناموس، و میراث شخص، مشروط بر آنست که وی اعتقاد و ایمان خود به خداوند و پیامبر اسلام را اعلام نماید. بنابراین مرتدی که دیگر به اسلام اعتقاد ندارد مانند آنست که از جان، ناموس و میراث خود نیز دست کشیده است. لنکرانی اصرار می‏ورزد که عبارت « حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدنْیا » بدان معناست که نه تنها تمام اعمال خوب شخص مرتد در جهان پس از مرگ، از درجه ارزش واعتبار ساقط است بلکه در این جهان نیز بر اساس قرآن مجازاتی باید بر وی تعلق گیرد زیرا حیات شخص مرتد دیگر نباید محقون یا محترم شمرده شود. آیت‏الله‏‏ لنکرانی همچنین در اثبات نظر خود به بخش دیگری از آیه ۲۱۷ سوره بقره اشاره می‏نماید. این آیه می‌گوید « الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ. »(فتنه از کشتار گناهی بزرگتر است).

۱۴۰۰ اسفند ۱۳, جمعه

بازداشتها و اتهامات بی اساس در ایران


به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری خبرآنلاین به تاریخ ۳۰ اذر ماه ۱۳۹۸ به نقل از مرکز رسانه قوه قضاییه، ایت الله رییسی، رئیس قوه ‌قضاییه در گردهمایی قضات دادسرای عمومی و انقلاب تهران گفت: بازداشت افراد به منظورجمع آوری ادله ممنوع است؛ ابتدا دلایل را جمع آوری و سپس در صورت ضرورت حکم دستگیری صادر کنید. این دستوراز یک مقام ارشد قضایی و شخصی که سرنوشت مردم کشوری را با رای و امضایش رقم می زند، چیزی بیش از یک ادعای کاذب و دورغ نیست. جمهوری اسلامی ایران، کشوری است که ژن های برترش حتی با وجود مدارک و شواهد قطعی و اثبات جرم های سنگین، قتل و غارت اموال مردم بیگناه، اختلاس های چند میلیارد دلاری، و مکیدن خون مردم بیگناه با بند و تبصره ای از حکم حبس و قصاص و جریمه به راحتی بخشیده می شوند واز چنگال حق فرار میکنند. اما مردم عادی و بیگناهش به دلیل تلاش برای داشتن حق مسلم و طبیعی خود از قبیل تغییرمذهب فردی، افشای ظلم و جور مجریان قانون، گرانی های سهمگین و هراس انگیز مایحتاج زندگی، اعتراض به چرای نگرفتن حقوق کارگری ماهیانه، و دیگر حقوقی که درهمه جای دنیا به عنوان حقوق انسانی و طبیعی افراد برشمرده میشود و حتی گاهی اوقات اجبار با شکنجه و شلاق به اعتراف جرمی که هرگز مرتکب نشده اند هر لحظه از زندگی شان را در ترس و هراس بازداشت های ناگهانی و حبس های طولانی مدت و نهایتا اعدام بسر می برند. فارغ از اتهمات کاذب و منتسبه سیاسی، عقیدتی، امنیتی از جمله: مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام توهین به بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، توهین به مقامات، تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، اخلال در نظم زندان، عضویت وارتباط با گروهک های مُلحد ومُنافق، توهین به مأمورین در حال انجام وظیفه فعالیت تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، که همیشه بازجویان و مامورین امنیتی از پیش آنها را نوشته و آماده داشته تاهمچون برچسبی برای توجیه و دلیل بازداشتهای بی مورد و صدورحکم موردنظرشان درمورد این معترضین به قضات پرونده داشته باشند، این معترضین در زمان بازداشت با برخوردهای خارج از عرف، انسانیت و قوانین مصوبه حقوق بشری مواجه میشوند و مورد ازار و اذیت های روحی و جسمی قرار میگیرند. برخی به سرنوشت های نامعلومی دچار شده و به مکان نامعلومی منتقل میشوند وهیچ کس تا مدتها از سرنوشت و محل نگهداری شان هیچ اطلاعی پیدا نمی کند برخی هم همچون نوید افکاری کشتی گیر به نام ایرانی با وجود اعتراض ها و مخالفتهای تمامی سازمان های حقوق بشری و حتی رییس جمهور آمریکا، بی خبر از اطلاع خانواده اش در سحرگاه روز شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ در زندان عادل آباد شیراز به دارآویخته شده و پس از اتمام کار به خانواده اش پیامکی داده می شود. براساس آیین نامه اجرای احکام قصاص جمهوری اسلامی ایران: محکوم علیه حق دارد قبل از اجرای حکم با خانواده خود برای آخرین بار دیدار کند.

۱۴۰۰ اسفند ۸, یکشنبه

نگاهی به ۱۸ سال برخورد امنیتی با شهروندان دوتابعیتی و خارجی

 






خبرگزاری هرانا – مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فهرستی از شصت و نه فرد با تابعیت خارجی یا تابعیت دوگانه را تهیه کرده است که از سال ۱۳۸۲ تاکنون توسط نهادهای امنیتی در ایران بازداشت شده اند.فهرست تهیه شده در جمع بندی خود، یک دستگاه قضایی عمیقاً معیوب را نشان می دهد که با استفاده مداوم از بازداشت خودسرانه که ناشی از فقدان روند عادلانه قضایی است، ناکارآمد شده است.کاملاً واضح است که ایران همچنان از اتباع دوگانه و خارجی به عنوان ابزار چانه‌زنی سیاسی استفاده می‌کند و علیرغم کمبود شواهد نگران‌کننده، اغلب افراد را در ارتباط با جاسوسی متهم می‌کند و به نگرانی‌های امنیت ملی اشاره می‌کند. هرانا شواهد گسترده ای از محاکمات ناعادلانه، که اغلب به زبانی انجام می شود که متهم نمی فهمد تا ممانعت از حضور وکیل منتخب، صدور احکام نامتناسب، نگهداری در سلول انفرادی به صورت طولانی مدت و بازجویی هایی که با بدرفتاری منجر به اعترافات اجباری و گاهی تلویزیونی می شود، مستند کرده است.

محمدهادی عرفانیان کاسب جهت اجرای حکم احضار شد

 



محمدهادی عرفانیان کاسب، وکیل دادگستری طی ابلاغیه ای جهت اجرای حکم به شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای اوین فراخوانده شد. آقای عرفانیان کاسب پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به ۳ ماه و ۵ روز حبس تعزیری محکوم شده بود. این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.


به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمدهادی عرفانیان کاسب، وکیل دادگستری جهت اجرای حکم به دادسرای اوین فراخوانده شد.

عدم رعایت اصل تفکیک جرائم؛ اعتصاب غذای فریبا اسدی در زندان قرچک ورامین




 


خبرگزاری هرانا – فریبا اسدی زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، به دنبال بروز درگیری و ضرب و شتم توسط یکی از زندانیان جرائم عمومی و در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم، دست به اعتصاب غذا زد.


به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۸ اسفندماه، فریبا اسدی زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، دست به اعتصاب غذا زد.

۱۴۰۰ بهمن ۲۸, پنجشنبه

چهره زن ایرانی در سینما

 سخنران: سمانه بیرجندی

مکان:کمیته دفاع از حقوق هنر وهنرمندان

زمان:17 فوریه 2022

انتشاردر نشریه  بشریت :شماره 248 صفحه 24

 مسئله‌ بازنمایی، مسئله‌ کانونی مدرنیته است. گسترش رسانه‌‌های جمعی تنها ضرورت هرچه بیشتر این مسئله‌ را آشکارتر کرده است. اندیشه سیاسی مدرن به شکلی بنیادی با مسئله‌ نمایندگی/بازنمایی سروکار دارد. جایی که نمایندگیِ نفوس انسانی، خود را در شکل پارلمانتاریسم نشان می‌‌دهد، ظهور رسانه‌‌های مدرن، مفهوم این نمایندگی را به شکلی اساسی دگرگون کرده است – تا آنجا که حتی الگوی نمایندگی و دموکراسی نیز متاثر از بازنمایی رسانه‌‌ای شده است. جامعه به عنوان یک کل در چه نقطه‌‌ای خود را می‌‌بیند؟ کل چگونه خود را تجربه می‌‌کند؟ رسانه، در این میان، اصل معادله سیاست را پیچیده‌‌تر کرده است: یکی از صورت‌‌بندی‌‌های اخیر این مسئله‌ به ما می‌‌گوید: تنها آنچه رویت‌‌پذیر است، وجود دارد. این مسئله در دو سطح قابل طرح است: الف- در وجه ساختاری، باید پرسید که چه نیروهایی تعیین می‌‌کنند که چه چیزی دیده (و درنتیجه هست) شود و چه چیزی پنهان (یا نیست) شود؟ب- در وجه عاملیت، رواج سرتاسری این باور که «دیده می‌شوم، پس هستم» به‌عنوان ایدئولوژی مدرن جهان ارتباطات و رسانه، چه تأثیری بر عاملیت و سوژگی شهروندان، و در اینجا به‌طور خاص، زنان داشته است. امروزه پیوند سیاست و بازنمایی، مسئله رسانه را بسیار فراتر از صرف نمایش و بازنمودن می‌‌برد. ماهیت رسانه به‌عنوان یک ابزار، مثل بسیاری از ابزارهای دیگری که مدرنیته به ما داده است، هم رهایی‌‌بخش و هم سرکوب‌گر و ایدئولوژیک است. ذات رسانه از یک سو دموکراتیک است، زیرا بالقوه به معنای امکان بازنمایی و دیدنی‌کردن هر و مطلقاً همه چیز می‌‌تواند باشد و درنتیجه مبارزه‌‌ای علیه پرده‌‌پوشی است. اما در عین حال، رسانه گستره ادراکی و انتخاب‌‌های انسان را به شکلی محدود کرده است که خارج از مرزهای بازنمایی آن، قادر به اندیشیدن نباشیم؛ رسانه سبک زندگی می‌‌سازد و باعث یکدست شدن جهان انسانی می‌‌شود. الگوهای اخلاقی خاصی را جهانی می‌‌کند و معیارهای قضاوت عمومی (افکار عمومی) را تعیین می‌‌کند: با متر و مقیاس‌‌های خود، خوب و بد جهان را تعیین می‌‌کند و به همین معنا، پرده‌‌پوشی می‌‌کند و بخش زیادی از واقعیت را حذف و نادیدنی می‌کند. یکی از حوزه‌های بازنمایی در رسانه، ترسیم الگوها و قالب‌های نقشی برای زنانگی و مردانگی است. بخش زیادی از آنچه به آن کلیشه‌های جنسیتی می‌گوییم الزاما نقش‌های مبتنی بر الگوهای سنتی نیست، بلکه از قضا آن چیزی است که توسط الگوهای رسانه‌ای مدرن ساخته می‌شوند و اتفاقا به همین دلیل، جهانی هستند. با این معیار، تعجب‌آور نیست که امروز شاهد تشابه الگوها و کلیشه‌های جنسیتی مثلا بین یک کشور خاورمیانه‌ای مسلمان با یک کشور غربی یا آمریکایی هستیم، بلکه نکته جالب‌تر این است که سیستم‌های سلطه در هر کدام از این جوامع این الگوها را منطبق با سنت‌های فرهنگی همان جوامع بازتولید می‌کنند. از آنجا که رسانه در تلاش برای ساختن جنسیت و جای‌گذاریِ زنان و مردان در نقش‌های ساخته شده جنسی است، امروز باید دید که نظریه‌های متاخر درباره جنسیت، چقدر درک ما از جنسیت را دقیق‌تر کرده‌اند؟ آیا واقعا تصویر یکدستی از جنسیت ممکن است؟ آیا می‌توانیم بگوییم زن بودن یا مردن بودن حائز چه صفاتی است؟نظریه‌های پساساختارگرا متاثر از فوکو و لکان به ما می‌گویند که جنسیت بیشتر مقوله‌ای تاریخی و فرهنگی است. امروز باید گفت که تمایز میان جنس‌ به معنای زیست‌شناختی آن و جنسیت به عنوان ساختی فرهنگی بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است. ما یاد نمی‌گیریم که مرد یا زن بشویم، بلکه می‌آموزیم که همچون زنان و مردان رفتار کنیم. درحقیقت هویت جنسیتی شکلی از ایفای نقش و اجرایی از زن بودن و مرد بودن است. با این معیار، اجراهای متفاوت و متنوعی از جنسیت وجود دارد. بازنمایی محدود و دستکاری‌شده و کانالیزه زنانگی، شکل امروزین تبعیض علیه زنان است که توسط رسانه‌ها صورت می‌گیرد. به این معنا، تبعیض جنسیتی به معنای نبودن برابری بنیادی بین دو جنس است. این برابری بنیادی، به لحاظ مفهومی، با یکدست‌سازی متفاوت است. زیرا یکدست‌سازی، خود واجدِ نابرابری است. معنای برابری بنیادی، برابری در دسترسی به فرصت‌ها با توجه به تکثر الگوهای عاملیت و سوژگی است. این تعیین تکلیف برای چه بودن و چگونه بودن انسانها، از بالادست و با کنترل ابزارهای قدرت و صنعت فرهنگ است که منجر به تبعیض می‌شود و نه نفس وجود تفاوت. در بازنمایی رسانه جمعی، زنان در الگوهای نقشی ثابت و یکنواختی ترسیم می‌شوند که الزاما با زندگی واقعی آنها در جامعه، مطابقت ندارد. در مورد بازنمایی زنان در سینمای ایران نشان می‌دهد درحالیکه در ابتدای انقلاب چهره زن کم و کمرنگ است، از اواسط دهه شصت و دوران جنگ، زنان در نقش‌های مادری، همسری و عمدتا در موقعیت‌های منفعل در سینما ظاهر می‌شوند. تنها د‌ر اواخر دهه شصت است که فیلم‌هایی چون “رعنا” (میرباقری، ۱۳۶۹-۱۳۶۷) و فیلم “باشو، غریبه کوچک” (بیضایی، ۱۳۶۹-۱۳۷۴) و … به چهره زن انقلابی معنا و تجسم می‌بخشند و این روندی است که در سینمای دهه هفتاد ادامه پیدا می‌کند – در این دهه شاهد موج تازه‌ای از نقش‌های اجتماعی، فعال و شاغل برای زنان هستیم. در دهه هشتاد و نود، بازنمایی زنان در موقعیت‌های اجتماعی و فعال با نمایش زن سنت‌شکن، عصیانگر و آشفته از یک طرف و زن آسیب‌پذیر و شکننده و قربانی از طرف دیگر همراه است. با این حال، به‌رغم تغییرات کمی و کیفی در بازنمایی زنان در سینما و تلویزیون، الزاما بازنمایی تبعیض‌آمیز زنان نسبت به دوران اول کمتر نمی‌شود. زیرا به موازات قدرت گرفتن گفتمان‌های فمینیستی و به تصویر کشیده شدن زن مدرن و ساخته شدن فیلم‌هایی چون “همسر” (فخیم‌زاده، ۱۳۷۲ ) یا “دو زن” (میلانی، ۱۳۷۷) که بدنبال برطرف کرن موانع پیشاروی حضور زنان است، گفتمان‌ نقد و سرکوب زن مدرن نیز در قالب فیلم‌هایی چون «پدرسالار» (خواجویی، ۱۳۷۴) ظهور می‌کند. با این حال، در دهه هشتاد و نود، بدنبال ظهور پرقدرت زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، علمی و حرفه‌ای، گفتمان‌های مردسالار در سینما و تلویزیون استراتژی‌های ارتجاعی‌تری را برگزیدند که بر نقش منفعل زنان و تحقیر آنها تاکید می‌کرد. نقش بستن این تصویر برعهده سریال‌های طنز تلویزیونی گذاشته شد. این روند به شکلی بوده است که تا امروز، سریال‌های طنز بخش زیادی از دیالوگ‌ها و شخصیت‌پردازی طنز و کمیک خود را بر محور تخریب چهره زن مدرن قرار داده‌اند. در سریال پاورچین (مدیری، ۱۳۸۰-۱۳۸۱) مهتاب در نقش زنی شاعره با بینی عمل‌کرده ظاهر می‌شود که کاری جز خواندن و نوشتن شعرهای احمقانه ندارد. او شعرهایی در مورد موجودی به نام یاسمنگولا می‌سراید که درواقع اشاره‌ای طنزآلود است به شخصیت خود زن بازیگر (که فانتزی، رمانتیک و کودکانه است). این طنزهای تلویزیونی در دهه ۸۰ و ۹۰ در قالب یک ژانر وسیع سینمایی با محوریت مرد دو زنه درجهت قبح‌زدایی از ازدواج مجدد ادامه یافت (ژانری که مسافران اتوبوس‌های بین شهری را هدف قرار داده بود). به همین دلیل باید گفت که در دهه هشتاد و نود به‌رغم فیلم‌های متعددی که با محوریت چهره زنان ساخته شده است، زنان کمتر در نقشهای قهرمان داستان و با عاملیت و سوژگی لازم برای این نقش تصویر شدند. گرچه این تصویر از زنان، در معدود فیلم‌هایی که ارائه می‌شود بسیار مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد (فیلم شوکران (افخمی، ۱۳۷۹)، کاغذِ بی‌خط (تقوایی، ۱۳۸۰) یا سگ‌کشی (بیضایی، ۱۳۸۰) از این جمله‌اند)، اما با وجود وسعت آثار سینمایی رانتیِ مبلغِ ارزش‌های مردسالار، حوزه تاثیرگزاری‌ محدودی دارند. در دهه هشتاد و نود، بدنبال ظهور پرقدرت زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، علمی و حرفه‌ای، گفتمان‌های مردسالار در سینما و تلویزیون استراتژی‌های ارتجاعی‌تری را برگزیدند که بر نقش منفعل زنان و تحقیر آنها تاکید می‌کرد. بنابراین کمیت حضور زنان در دوران اخیر به هیچ‌وجه به معنای حضور کیفی آنها در نقش‌های چالشی نبود. زنان در بسیاری از فیلم‌ها نقشی حاشیه‌ای و تزیینی در کنار بازیگر مرد دارند یا بعنوان نقش اول یک فیلم، تصویری وابسته و کلیشه‌ای را بازنمایی می‌کنند. تبعیض رسانه علیه زنان تنها محدود به نقش‌های زنانه نمی‌شود. در بازنمایی تصویر زنان در رسانه‌های ایران، امکانات فنی نیز علیه تصویر و نقش‌های زنانه است. در تحقیقی که در مورد «بازنمایی جنسیتی سریال‌های تلویزیونی» صورت گرفته است، نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که چطور تغییرات زاویه دوربین، نوع نما و نورپردازی همگی به نفع مردان بازیگر است؛ یعنی برای انتقال حس و حالت نقش‌های مردانه با تغییر زاویه دوربین، نماهای نزدیک و نورپردازی مناسب با حال و هوای سریال روبه‌رو هستیم ولی در مورد نقش‌های زنانه، یکنواختی زاویه دوربین و نور تیره و تار همه‌جا به چشم می‌خورد. همچنین وجود دیالوگ‌های نامانوس زنان و حالت افراط و تفریط آنان در برابر دیالوگ‌های مستدل و منطقی مردان، نشان از نوعی نابرابری جنسیتی در نقش‌های زنانه و مردانه دارد. (رضایی و افشار، ۱۳۸۹) این مسئله‌ بسیار مهمی است که حتی می‌توان آن را یکی از خصلت‌های ساختاری رسانه‌های تصویری ایران بعد از انقلاب قلمداد کرد. این بازنمایی وارونه درحالی صورت می‌گیرد که واقعیت بیرونی به ما می‌گوید که تنها در ده سال گذشته، آمار زنان ایرانی که وارد دانشگاه شده‌اند، ۵۰ درصد افزایش یافته است. به این معنا، زنان امروز، نسبت به زنان در اول انقلاب از تحصیلات بالاتری برخوردارند. زنان جوان ایرانی، نسبت به مادرانشان مطالبات و تلاش رو به جلوتری داشته‌اند. سوال اینجاست که چرا باوجود اینکه امروز زنان بسیار بیش از گذشته مایل به حضور اجتماعی، کار و برعهده گرفتن مسئولیت‌های مدیریتی هستند، بازنمایی زنان در رسانه ما، همچنان زن را در حوزه خانه، درگیر در روابط خانوادگی و بدون علایق شخصی مستقل از نقش‌های خانوادگی ترسیم می‌کند؟تحقیقی که به بررسی نقش‌های زنانه در دو فیلم «درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی پرداخته است، نشان می‌دهد که باوجود اشتغال، استقلال فردی، موقعیت تحصیلی و منزلتی مناسب، نمایش زن‌بودن باز هم فرودستانه است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که حتی در سینمایی که تحت عنوان سینمای آلترناتیو و روشنفکری ستایش و تحسین شده است نیز سازوکار فرودست‌سازی زنان نه تنها حذف نشده بلکه تنها مرموزتر، خطرناکتر و پنهانی‌تر شده است. زنان بازنمایی‌شده در این دو فیلم، با انگ‌های اخلاقی مانند خیانتکاری، بی‌وفایی، تعهدنداشتن، پنهان‌کاری، دروغگویی و خودخواهی تصویرپردازی می‌شوند. بعلاوه، در این تصویرپردازی، فروپاشی و تزلزل نهاد خانواده با فردگرایی خودمحورانه زنان پیوند داده می‌شود تا سویۀ ویرانگر زن مدرن جامعه بازنمایی شود. امروز، رسانه و سینمای ایران حتی فیگور زن خوش‌باورِ فرشته‌سان و کلیشه‌ای که سال‌ها درحال بازنمایی و ساختن آن بود را نیز از موضع جدیدی مورد نقد قرار می‌دهد. در فیلم «رگ خواب» (نعمت الله، ۱۳۹۶)، گرچه با نقد خوش‌باوری زنانه در عشق و نتایج مخرب آن برای زن قهرمان فیلم روبه‌رو هستیم اما ساختار و نتیجه‌گیری فیلم درنهایت، تنها قادرست یک تصویر کلیشه‌ای و ارتجاعی‌ از زن ترسیم ‌کند. دختر قهرمان فیلم که حتی قدرت برعهده گرفتن مشاغل ساده‌ای مثل کار در رستوران را هم ندارد و نهایتا توسط مرد فرصت‌طلب فیلم مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، در آخر می‌فهمد که گناه اصلی او عدول از قانون پدر بوده است. به این معنا، این فیلم به زنان می گوید برای نجات از مردسالاری باید به دامن پدرسالاری پناه ببرید. راه حل زنان جوان همواره بازگشت به آرامشِ بی‌تنشِ خانه پدری است. درحالیکه یک دهه قبل، زن قهرمان اصلی فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» (صدرعاملی، ۱۳۸۰) با وجود مشکلات مشابه، صرفا با تکیه بر عاملیت شخصی، تصمیم می‌گیرد زندگی مستقلی را درپیش بگیرد. به این معنا، اگر دختر فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» یک قهرمان باشد باید بگوییم زن ۳۰-۴۰ ساله فیلم رگ خواب یک قربانی منفعل و نادان است. این درحالیست که واقعیت زندگی اغلب زنان امروز نشان می‌دهد که با وجود افزایش روز افزون سرکوب‌ها در جامعه مردسالار ایرانی، زنان صرفا قربانی منفعل ساختارهای سرکوبگر نبوده و نیستند. در تحقیقی که در مورد «بازنمایی جنسیتی سریال‌های تلویزیونی» صورت گرفته است، نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که چطور تغییرات زاویه دوربین، نوع نما و نورپردازی همگی به نفع مردان بازیگر است. پرسش این است که چرا سینمای امروز، از نمایش زنان در نقش‌های قهرمانی و با عاملیت و سوژگی غیرکلیشه‌ای طفره می‌رود؟ آیا سینماگران ما امروز در فهم پیچیدگی و تغییرات روابط زن و مرد امروز ناتوان‌اند؟ یا ذهنیت سنتی و کلیشه‌های مردسالار، مانع از دیدن واقعیت قدرت و عاملیت زنان امروز شده است؟امروز تصویرسازی رسانه از زنان، در تلاش است که زنان را بعنوان موجوداتی شکننده و ناتوان از مدیریت شرایط زندگی تصویر کند. در نگاه رسانه، زن در خارج از خانه، یک قربانی است. این تصویر نه تنها ساختگی و تحریف‌شده، بلکه حتی توهین‌آمیزست. چطور می‌توان این ادعا را به‌لحاظ منطقی طرح کرد که زنان تحصیلکرده و مستقل امروز از زنانی مثل قهرمان زن سریال «رعنا» یا از زن-مادر قهرمان فیلم «باشو غریبه کوچک» در دهه شصت ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرترند؟ آیا دختران امروز ایرانی از مادران‌شان ضعیفتر و شکننده‌تر شده‌اند؟ یا رسانه با تعصبی عامدانه در تلاش است که عاملیت نوظهور و خواهان تغییر زنان ایرانی را با واپس‌گرایی، به شکل تهدیدی هم برای خود زنان و هم برای جامعه تصویر کند. دریک جمع‌بندی، نتیجه بازنمایی انحرافی و دستکاری‌شده زنان امروز در ایران، در دو سطح قابل ردیابی است: نخست اینکه: زنان ایرانی دچار ترس و حس شکنندگی و آسیب‌پذیریی می‌شوند که نه تنها با توان واقعی آنها فرسنگ‌ها فاصله دارد، بلکه اساساً این توان را به شکل عجز، جعل می‌کند. یعنی زنانگی به شکل ایدئولوژیک با مقوله آسیب‌پذیری و گفتمان آسیب‌شناسی روانی و اجتماعی پیوند داده می‌شود. همه گفتارهایی که بر محور زن-قربانیِ آسیب‌پذیر می‌چرخند، از این جهت تماماً ایدئولوژیک هستند. این درحالی است که همین زنان به محض اینکه در فضای اجتماعی و فرهنگی دیگری قرار می‌گیرند خود را بسیار توانمندتر احساس می‌کنند. به این معنا، توان و موقعیت، با یکدیگر همبستگی متقابل دارند. دوم اینکه: بسیاری از زنان و دختران جوان که با بازنمایی دستکاری‌شده و قلب‌شده تصویر زن مدرن روبه‌رو می‌شوند، و از طرف دیگر، اراده‌ای برای اعمال سوژگی و خواسته‌های خود دارند، خود را خارج از هنجارهای جامعه و درنتیجه منحرف و گناهکار احساس می‌کنند. تاحدی نتیجه منطقی هر فرآیند یکدست‌سازی، داغ ننگ کوبیدن بر چهره تفاوتِ خلاق و عاملانه است. آنها دائماً با تصویر زن بدکار و خطاکاری روبه‌رو می‌شوند که در این بازنمایی به آنها تحمیل می‌شود. در کشوری که گفتمان «رسانه پاک»، معیار عمل و ارزیابی تولیدات رسانه‌ای و تلویزیون ملی آن است، بیش از هر جایی در جهان تمایل و مطالبه برای تغییر چهره وجود دارد. کمترین معنای این وضعیت، شکستی آشکار در بازنمایی زن ایرانی است. به این معنا، نتیجه مستقیم و بلافصلِ بازنمایی منحرفِ عاملیت زن در رسانه و در جامعه، چیزی جز فرهنگِ دافیسم نخواهد بود. زنی که از عاملیت و سوژگیِ خود بیگانه و الینه شده است، برای داشتن حداقلِ قدرت و عاملیت، به چهره و بدنش عقب‌نشینی می‌کند. پرده‌پوشی، علاوه بر بسیاری پیامدهای دیگر، تنها میلی منحرفانه به دیدنِ پسِ‌پشت‌ها و اندرون‌ها را در روان جمعی جامعه بیدار می‌کند. زنی که چهره واقعی و عاملیت خود را در رسانه غایب می‌بیند، تنها به آشوبِ هزارچهر‌ه‌گی فرو خواهد غلطید. او به بازی‌ای فرو می‌غلطد که نه تنها فرسنگ‌ها با آن معنای باتلری اجرائیت فاصله دارد بلکه دقیقاً عکس آن است. فرهنگ ریاکاری و پرده‌پوشی، بی‌شک عمده‌ترین آسیبی است که همه آسیب‌های دیگر را در خود خلاصه می‌کند. هر شکلی از تأیید دوروئی و تظاهر، با هر توجیه ایدئولوژیکی که باشد، به معنایِ تن دادن به سیر قهقرائی بی‌بازگشتی است که باید به تأکید و همواره درباره آن هشدار داد. زن بودن مثل هر تجربه وجودی و انسانی، تجربه متناقضی است: حق زن بودن، حق تجربه این تناقض، حقِ ساختنِ نفسِ خود از طریق زیستنِ این تناقض است.

۱۴۰۰ بهمن ۲۳, شنبه

دستکم ۷ تجمع اعتراضی برگزار شد

 



خبرگزاری هرانا – روز گذشته و امروز شنبه ۲۳ بهمن، جمعی از معلمان حق‌التدریسی در مقابل ساختمان وزارت آموزش پرورش تهران، شماری از مهندسین ناظر کشاورزی در یاسوج مقابل ساختمان استانداری و در کرمان، گروهی از کارگران بازنشسته هفت تپه در مقابل ساختمان مدیریت شرکت، شماری از بازنشستگان صنعت نفت اصفهان در مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی صنعت نفت در این شهر، جمعی از کارگران سیمان سپاهان در محدوده محل کار خود و همچنین شماری از اعضای کانون صنفی معلمان استان تهران و البرز در محل پارک ملت تهران، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، امروز شنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۰، جمعی از معلمان حق‌التدریسی مرحله سومی، دست به اعتصاب زده و در مقابل ساختمان وزارت آموزش پرورش واقع در در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند.
این معلمان که به نشان اعتراض از ادامه روند تدریس خود امتناع ورزیده‌اند، با سردادن شعارهایی از قبیل “وعده وعید نمی‌خوایم، صدور احکام می‌خوایم” و “تا حکمم را نگیرم، سر کلاس نمیرم” خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.
در برخی از ویدیو های منتشر شده در فضای مجازی، حضور نیروهای یگان ویژه در جریان تجمع اعتراضی این معلمان مشاهده می شود.
تجمع‌کنندگان می‌گویند که علی‌رغم سال‌ها سابقه کار، همچنان حقوق ماهیانه آنها مبلغی معادل دو میلیون تومان است که حتی این 

ارتداد در جمهوری اسلامی ایران

 


سمانه بیرجندی

مقاله با موضوع:ارتداد در جمهوری اسلامی ایران

ماهنامه بشریت:شماره 247

صفحه:24

https://bashariyat.org/?page_id=28943

در روز ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ آیت‏الله‏‏ خمینی، بنیانگذار و نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران، فتوایی مبنی بر محکومیت سلمان رشدی به مرگ صادر نمود. سلمان رشدی نویسنده‌ای هندی –بریتانیایی است که کتاب آیات شیطانی را در سال ۱۳۶۷ نگاشت. این رمان به عقیده بسیاری از مسلمانان نسبت به محمد، پیامبر اسلام، توهین آمیز بود. متن فتوای آیت‏الله‏‏ خمینی بدین شرح بود:بسمه تعالی. انا لله و انا الیه راجعون. به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مولف کتاب آیات شیطانی ‌که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است انشاء الله. ضمنا اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته در سال ۱۳۹۱، آیت‏الله‏‏ لطف الله صافی گلپایگانی فتوای مشابهی برای شاهین نجفی خواننده ایرانی رپ ساکن آلمان صادر نمود اشعار ترانه نجفی به نام نقی توهین به علی النقی، امام دهم شیعیان تلقی شد. به دنبال صدور فتوا، یک وبسایت اسلامی برای هر فردی که نجفی را به قتل برساند، ۰۰۰ر۱۰ دلار جایزه تعیین نمود. فتاوی صادره برای رشدی و نجفی مبتنی بر قوانین اسلامی مربوط به ارتداد بود. قوانین ارتداد که ریشه در فقه اسلامی داشته و در طی قرن‏ها ‏تکمیل یافته است، عموما در میان فقهای اسلامی پذیرفته شده است. روحانیون عالی‌ رتبه اسلام به قوانین ارتداد که در دوران پیشا‌مدرن وجود داشت وفادار مانده‏اند. اکثر فقهای اسلام معتقدند که فرد مسلمان اجازه ندارد مذهب خود را تغییر دهد. همچنین اعمالی از قبیل انکار وجود خداوند، انکار یک پیامبر، و انکار اصول اعتقادی اسلام نیز می‏تواند موجب ارتداد گردد. قانون مجازات اسلامی که نام قانون کیفری ایران است ارتداد را به طور صریح ممنوع نمی‏‏‏کند. با این وجود قانون مزبور اظهار می‏دارد که بر طبق ماده ۱۶۷ قانون اساسی ایران در مواردی که قانون مجازات اسلامی در مورد جرمی سکوت کرده باشد، باید بر اساس قانون شرع عمل کرد. این اصل قوۀ قضاییه ایران را قادر می‏سازد که با وجود آنکه قانوناً تعریفی برای جرم ارتداد وجود ندارد، موارد ارتداد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. در نتیجه با توجه به اینکه هیچگونه تعریف دقیقی از ارتداد موجود نیست، و بدون وجود درکی یکسان از آنچه که می‏تواند موجب ارتداد شود، چارچوب حقوقی اِعمال شده برای دادرسی موارد ارتداد مبهم است. از آغاز تاسیس جمهوری اسلامی اتهام ارتداد علیه طیف گسترده‏ای ‏‏از افراد مطرح گردیده است. کسانی که به مسیحیت گرویده‏اند،‏‏‏ بهائیان، مسلمانانی که دیدگاه‏هایی ‏‏متفاوت با حاکمیت محافظه‌کار دارند، و افرادی که دارای اعتقادات مذهبی غیر‌متعارف می‏باشند، توسط مقامات ایرانی هدف قرار گرفته‏اند. ‏‏‏ در برخی از موارد مجازات اعدام صورت گرفته است در حالی که در موارد دیگر متهمین به تحمل دوره‏های ‏‏حبس طویل‏المدت محکوم گردیده‏اند. ‏‏‏قوانین و روال کار جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با ارتداد با تعهدات این کشور نسبت به قوانین بین‏المللی ‏‏حقوق بشر مغایرت دارد. اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‏المللی ‏‏حقوق مدنی و سیاسی آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را تضمین می‏کنند. به علاوه، این قوانین حق حیات، حق برابری و عدم تبعیض در برابر قانون را محافظت می‏کنند. همچنین، بر اساس قوانین بین‌المللی، افراد از این حق برخوردار هستند که جرائم به طور صریح در قانون تعریف شده باشد و محکومیت محدود به جرائم تعریف شده باشد. قوانین ارتداد با مجرم تلقی کردن افرادی که عقاید مذهبی خود را تغییر داده و یا اسلام را ترک می‏گویند، آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را نقض می‏کنند. ضمنا این قوانین به طور مساوی شامل حال تمام شهروندان ایرانی نمی‏‏‏شوند، زیرا غیر مسلمانانی که مسلمان می‏شوند با هیچگونه عواقب نامطلوبی مواجه نمی‏‏‏گردند و در حقیقت از حقوقی که تا کنون از آنها محروم بوده‌اند برخوردار می‌گردند. و بالاخره آنکه یکی از خصیصه‏های ‏‏بارز قوانین مربوط به ارتداد جمهوری اسلامی ایران، ابهام آنها است. این ابهام نقض معیارهای حقوقی بین‏المللی بوده زیرا این معیارها خواهان تعریف صریح جرم در قانون می‏باشد. شرع و جرم ارتداد در اسلام:شرع کلا به معنای قانون مذهبی اسلامی تعریف می‏شود. اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان پیروان شیعه اثنی عشری می‏باشند و اسلام شیعی، مذهب رسمیِ تعیین شده توسط حکومت ایران می‏باشد. در فقه شیعه قانون شرع احکام خود را از چهار منبع استنباط می‏کند: قرآن، سنت، اجماع، و عقل. نخستین و مهم ترین منبع قرآن است. قرآن که وحی از جانب خداوند محسوب می‏گردد، حاوی احکامی است که در قانون شرع گنجانده شده است. دومین منبع سنت می‏باشد که می‏توان آن را مجموعه عملکردهای محمد، داماد او علی و یازده تن از اعقاب وی که معروف به ائمه هستند دانست. سنت بر پایه روایاتی قرار دارد که به زندگی محمد، علی و یازده امام دیگر نسبت داده می‏شود. به این روایات، حدیث گفته می‏شود و آنها پایه و اساس اکثر احکام شرع را تشکیل می‏دهند. منبع سوم عقل است. فقهای شیعه در باره عقل و میزان اعتماد و تکیه بر آن به عنوان یک منبع حل مسائل فقهی، دیدگاه‏های ‏‏متفاوتی دارند. منبع چهارم و آخر قانون اسلامی، اجماع است که به معنی اتفاق آراء علمای اسلامی می‏باشد. باید به این نکته توجه نمود که میان تفاسیر اهل تسنن و تشیع از قانون شرع تفاوت‏های ‏‏چشمگیری وجود دارد. فقهای سنی دو تفاوت عمده با فقهای شیعه دارند. نخست آنکه فقهای سنی به جای عقل از قیاس استفاده می‏کنند. قیاس شامل مراحل تجزیه و تحلیل حقوقی است که در طی آن ازمسائل فقهی گذشته برای حل مشکلات جدید استفاده می‏شود. تفاوت مهم دوم آن است که در فقه تسنن، استفاده از حدیث به گفتارها و کردارهای محمد محدود می‏گردد و به اعقاب وی بسط نمی‏‏‏یابد. ارتداد هم در فقه شیعه و هم در فقه سنی گناهی بزرگ و جرمی قابل مجازات محسوب می‏شود. رده مصدر عربی است که کلمه ارتداد از آن مشتق گردیده است به معنای ترک کردن و برگشتن بوده و کلمه مرتد اصطلاحی عربی و به معنای شخصی است که برگشت کرده است. اتهام ارتداد می‏تواند صرفاً بر پایه قصد یا اعتقاد، اظهارات و یا اعمال شخص باشد بنا بر تعریفی کلی، انکار مبانی اسلام موجب ارتداد است. اما در مورد اینکه چه مفاهیمی مبانی اسلام به شمار می‏آیند اختلاف عقیده وجود دارد. در حالی که اعتقاد به وجود خداوند و پیامبر اسلام جزء این مبانی شمرده می‏شوند فقها در باره دیگر اصول اسلامی به آراء متفاوتی رسیده‏اند. ‏‏‏ برای مثال علامه مجلسی گفته است که مبانی اسلام مفاهیم یا قوانینی هستند که تمامی مسلمانان با آنها آشنا هستند مگر افرادی که به تازگی ایمان آورده‏اند. ‏‏‏ا ما مقدس اردبیلی گفته است که هر اعتقاد مذهبی که به وسیله یک مسلمان پذیرفته شد را می‏توان به عنوان یکی از مبانی عقیدتی دانست و رد آن به وسیله همان شخص، به معنای ارتداد او خواهد بود. توجه به این نکته بسیار مهم است که سالها پیش از انقلاب اسلامی، آیت‏الله‏‏ خمینی در باره مبانی اسلام دیدگاه متفاوتی داشت. برای مسلمانان شیعه، معصوم بودن ائمه شیعه یک اصل مسلم است. اما مسلمانان سنی چنین نظری ندارند. برخی از روحانیون عالی‌رتبه شیعه مانند آیت‏الله‏‏ صادق روحانی معتقدند که انکار معصومیت امامان شیعه موجب ارتداد است. اگر چنین دیدگاهی را بپذیریم، آنگاه مسلمان شیعه‏ای ‏‏که تصمیم بگیرد سنی شود را می‏توان مرتد دانست. البته این دیدگاه مورد قبول تمام فقهای شیعه نیست. بعضی از فقها بر این باورند که حتی شک کردن در باره اصول اسلام می‏تواند دلیل ارتداد باشد برای مثال آیت‏الله‏‏ مصباح یزدی که یک روحانی بانفوذ ایرانی می‏باشد، اظهار داشته است که شک داشتن به موضوع امر به معروف می‏تواند سبب مرتد شدن شخص بشود زیرا شک کردن به این اصل در حکم انکار کردن یکی از ضروریات اسلام است. همانطور که در بخش ۲،۱ این گزارش خواهیم دید قانون ایران نه به وضوح ارتداد را جرم تلقی می‏کند و نه آن را به طور صریح و روشن تعریف می‏کند. در نتیجه هیچ تعریف یکسانی وجود ندارد که در موارد ارتداد بتوان از آن استفاده کرد.


چرا نه به اعدام! رو به رشد است؟ (بخش۱)

 در ماه‌های اخیر اعدام یک بار دیگر به یکی از مهم‌ترین مسائل افکار عمومی در ایران بدل شد. پیش از آن که هشتگ #مهسا_امینی پربسامدترین موضوع در ...